ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٨ - قوله عليه السلام و أنتم معاشر اخفاء الهام سفهاء الاحلام
در عبارت حضرت، حجت و دليل به طور استعاره «سلطان» ناميده شده، كه به معناى غلبه كردن و چيره شدن بر طرف مقابل است.
(٨٢٤٧- ٨٢٤٤)
قد طوّحت بكم الدّار
دار، شما را به هلاكت انداخت. دار كنايه از دنياست و اين كه حضرت هلاكت، يا دور بودنشان از حقيقت، و يا گرايش آنها به دنيا را سبب هلاكت و نابودى آنها دانستهاند، براى اين است كه، نابود كننده و سبب حيرت آنها، پيروى از هواهاى باطل نفسانى بوده، و اساس پيروى نفس، به دست آوردن، مال و مقام و مانند اين امور است. بنا بر اين، دنيا چيزى است كه طلب آن شخص را، از رحمت خدا دور، و از فرمان حق خارج مىكند.
(٨٢٦٦- ٨٢٤٨)
و احتبلكم المقدار
فراز ديگر عبارت امير المؤمنين (ع) كه حكم الهى شما را گرفتار كرده است؛ استعاره زيبايى است، در محيط و مسلّط بودن قدر الهى كه از قضاى خداوندى و حكم آسمانى مايه مىگيرد، مانند دام صياد كه هرگاه بر پرندهاى فرو افتد توان فرار از آن را ندارد.
سپس فرمودهاند: «من شما را از اين حكميّت نهى كردم ولى شما از هواى نفستان پيروى كرديد.» اين عبارت امام (ع) اقامه دليلى عليه خوارج نهروان است، بدين شرح كه، اگر پذيرش حكميّت حق و لازم نبود چرا مانند مخالفان گناهكار، با اصرار آن را خواستيد، و گفته مرا كه از حكميّت بر حذر مىداشتم، نپذيرفتيد، تا مجبور شدم به خواست شما گردن نهم و نظر خود را با نظرتان وفق دهم و اگر وقوع و تحقّقپذيرى حكميّت حق بود چرا پس از عهد كردن و پيمان بستن، در پذيرفتن آن با من مخالفت مىكنيد. بنا بر اين در هر دو صورت شما گناهكار هستيد.
(٨٢٧٣- ٨٢٦٧)
قوله عليه السلام: و أنتم معاشر اخفّاء الهام سفهاء الاحلام:
«واى بر شما جمعيّت كم عقل احمق كه در انديشههاى خود ثبات و بردبارى نداريد.» «واو» در «و أنتم» براى بيان حالت آنها است و عمل كننده در حال فعل: «صرفت» در جمله قبل مىباشد. اضافه «أخفّاء» و «سفهاء» اضافه خالص نيست و به همين