ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٩١ - شرح
حضرت ترك قتال را مستلزم دو صفت خوارى و عقبنشينى از جايگاه شرف دانسته، تا تنفّر يارانش را برانگيخته و چهره زشت خفّت را ترسيم كند، و بهرهمندى از آب را كه نهايت خواست اصحابش بود با سيرابى شمشيرها از خون دشمن كه لازمهاش، پيكار با آنهاست قرين ساخته تا جنگ را به گونهاى دوست داشتنى و مورد رغبت و ميل آنها قرار دهد. نسبت دادن سيرابى به شمشيرها نسبتى مجازى است چه فى الحقيقه شمشير آب نمىخورد.
فراز سوّم از لطائف كلام حضرت اين است كه مرگ در زندگى شماست اگر شكست بخوريد، زندگى در مرگ شماست، اگر پيروز شويد. زيبايى كلام امام (ع) در اين است كه پارساترين عبارت و بليغترين سخن يارانش را براى پيكار آماده مىسازد و دورنماى جنگ را برايشان تصوير مىكند. بدينسان كه:
نهايت هدفى كه شايد بدان قصد از جنگ فرار نمايند، زندگى دنيوى است كه مىترسند بر اثر جنگ از ميان رفته و مرگ به سراغشان بيايد، در حالى كه زندگى با ذلّت شكست، خود نوعى مرگ حاضر است كه هماكنون با فرار برايشان مسلّم مىگردد. امام (ع) لفظ مرگ را، براى سختيها و هوسهايى كه از ناحيه دشمن صورت گيرد مجاز آورده است. چنين مرگى، در نظر خردمندان چندين مرتبه از مرگ بدن سختتر و ناگوارتر است، زيرا بىاعتبارى، از بين رفتن عزّت شكست و خفّتپذيرى، در نزد عقلا نه يك مرتبه مردن، بلكه مرگهاى پياپى مىباشد.
احتمال ديگرى كه براى لفظ مرگ داده شده است اين است كه مرگ مجاز باشد، از ترك فرمان خدا در جهاد. ترك عبادت و فرمان حق براى نفس انسانى مرگ محسوب مىشود، و در برابر خوشنودى خدا عدم و نيستى است. با اين توضيح هدف زنده ماندنى كه براى تحقق آن از جنگ فرار كنيد، در پيكار وجود دارد، هر چند در راه خدا كشته شويد، اين در صورتى است كه بر دشمن پيروز