ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٨ - مطلب ششم حضرت توجه مىدهند، كه انسان نبايد در انجام دادن اعمال نيك حالت خوشى او، با حالت ناخوشىاش فرق داشته باشد،
مىكند و فرا رسيدن مرگ هم زيانى به آن نمىرساند و توضيح داده است كه نتيجه كوتاهى در عمل به هنگام فرصت، سبب خسران، و فرا رسيدن اجل، موجب زيان است.
در باره محسّنات بديعى اين جملات، شارح مىفرمايد كه امام (ع) در اين عبارت لفظ «خسران» را براى از دست رفتن عمل به طريق استعاره آورده است، توضيح آن كه: زيان در داد و ستد به دو صورت است: يا چيزى از سرمايه كم مىشود و يا تمام آن از بين مىرود. عمل براى انسان به مثابه سرمايهاى است كه با آن كسب كمال و سعادت اخروى مىشود. بنا بر اين استعاره آوردن لفظ «خسران» براى نبودن عمل، استعارهاى بسيار نيكو و بجا است. اين امرى روشن است كه با انجام دادن كار شايسته و بردن سود، مرگ بدان زيانى نمىرساند و با عدم كار شايسته و تحمل زيان مرگ موجب ضرر مىشود زيرا كسى كه از ناحيه دو نيروى عقيده و عمل كامل باشد از متاع دنيا رو گردان و به آن بىتوجّه است. و پس از جدايى از دنيا توجّه و علاقهاى به آن ندارد، لذا به خاطر آن ناراحتى احساس نمىكند و زيانى نمىبيند. ولى كسى كه از جهت اين دو نيز دچار كمبود باشد، به طور طبيعى دلبسته به خوشيهاى محسوس دنياست و دستش از عمل نيك خالى است. پس فرا رسيدن اجل براى او زيان فراوانى دارد زيرا ميان او و معشوقش يعنى لذّتهاى دنيوى فاصله به وجود آورده است.
(٦٦٠٣- ٦٥٩٦)
مطلب ششم: حضرت توجه مىدهند، كه انسان نبايد در انجام دادن اعمال نيك حالت خوشى او، با حالت ناخوشىاش فرق داشته باشد،
و امام (ع) گويا در اين فراز كسى را كه در حال خوشى و لذّت از ياد خدا غافل و از عبادت او روگردان است، و در هنگام ناخوشى و گرفتارى به درگاه او مىنالد و به او پناه مىبرد، مورد سرزنش قرار داده است، زيرا اين، صفت بندگى خدا نيست و