ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٩ - مقدمه دوم عبارت و حاول الفكر المبرء من خطرات الوساوس است
مخاطب حضرت در اين مورد گروهى ظاهر بينى مىباشند، كه لزوما بايد بدريافتهاى خود بسنده نمايند و از تحقيق در كنه ذات حق كه از حيطه انديشه انسانى فراتر است باز ايستند. هر چند حقيقت كلام آن بزرگوار را خداوند مىداند و بس.
(١٥٨٨١- ١٥٨٧٩)
قوله عليه السلام: هو القادر الّذى اذا ارتمت إلى آخره
اين سخن امام (ع) اشاره به اوصاف حق تعالى دارد كه با عبارات مختصر ديگرى بيان كرده، و انسانها را به اين حقيقت توجّه مىدهد كه نهايت بررسى عقول و كاوش انديشهها، و ژرفنگرى زيركها، خواهان دريافت معناى تفصيلى كمال و نعت جلال اوست، ولى سرانجام اينان در تحقيق سر افكنده شده و با اندوه و حسرت از پيشروى فكرى باز مىايستند، و اعتراف به عجز و درماندگى خود مىكنند.
عبارت امام (ع) كه فرمود: اذا ارتمت الى قوله ردعها جمله شرطيّه متّصلهاى است كه در حكم چند قضيّه شرطيّه است كه داراى چند مقدمه و يك تالى مىباشد [١].
(١٥٨٨٧- ١٥٨٨٢)
مقدّمه اوّل جمله: اذا ارتمت الأوهام لتدرك منقطع قدرته، مىباشد.
مقصود از «ارتماء وهم» آزاد شدن انديشه است تا در مطالعه و بررسى، نهايت قدرت و توان خود را به كار گيرد ولى در شناخت ذات حق تعالى بجايى نرسد.
(١٥٩٠١- ١٥٨٨٨)
مقدّمه دوم: عبارت: و حاول الفكر المبرّء من خطرات الوساوس است.
اگر فكر و انديشهاى كه آلوده به وسوسه شيطانى و تيرگيهاى پندار نگشته بخواهد بزرگى مقام وى را دريابد و چگونگى ذات حق را تشخيص دهد، و تمام كمالاتى كه شايسته و سزاوار اوست، بخواهد در ژرفترين مراحل غيب ملكوت اثبات كند قادر نيست. منظور از ژرفاى غيب ملكوت اسرار و رموز جهان غيب است كه داراى عمق ويژهاى مىباشد.
[١] جمله شرطيّه دو بخش دارد، بخش اوّل را مقدّم و بخش دوم را تالى مىگويند (مترجم)