ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٢ - شرح
(١٠٦٧) ٦٧- از سخنان امام (ع) است كه در سحرگاه همان شبى كه هنگام صبح بر سر مباركش ضربت خورد فرمود
مَلَكَتْنِي عَيْنِي وَ أَنَا جَالِسٌ- فَسَنَحَ لِي؟ رَسُولُ اللَّهِ ص؟ فَقُلْتُ يَا؟ رَسُولَ اللَّهِ؟- مَا ذَا لَقِيتُ مِنْ أُمَّتِكَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ فَقَالَ ادْعُ عَلَيْهِمْ- فَقُلْتُ أَبْدَلَنِي اللَّهُ بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ- وَ أَبْدَلَهُمْ بِي شَرّاً لَهُمْ مِنِّي (١١٤٣٥- ١١٣٩٨)
[لغات]
(سحره): پيش از روشن شدن صبح، قبل از آن كه فجر طالع شود.
(سنح): ظاهر شدن
[ترجمه]
«در حالى كه نشسته بودم خواب چشمم را در ربود و رسول خدا (ص) بر من ظاهر شد. با زبان گلهآميزى عرض كردم: اى رسول خدا چه كژيها و دشمنيها كه من از امت تو ديدم. به من فرمود آنها را نفرين كن گفتم خدا به عوض اين مردم، مردمى بهتر از اينان به من ارزانى دارد. و به جاى من بر اينان اميرى ستمگر مسلط گرداند.»
[شرح]
(١١٤٤٨- ١١٤٣٦) سيد رضى مىگويد منظور از «اود» كجى و اعوجاج و «اللدّد» دشمنى و خصومت است و اين دو عبارت در كلام امام (ع) از فصيحترين كلمات هستند.