ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٩ - شرح
اين عبارت امام (ع): ردغ مشرعها از زيباترين اشارات سخن آن حضرت است.
(١٢٧١٢- ١٢٧٠٨) سوّم؛ هر چند ظاهر دنيا زيباست ولى سر انجام انسان را هلاك مىكند:
اين فراز از سخن امام (ع) اشاره به شگفتآورى دنيا براى افرادى است كه سرگرم زينتهاى ظاهر آن شده فريب آن را مىخورند هر چند به تجربه دريافتهاند كه پرداختن به لذّت و خوشيهاى زودگذر دنيا پايانى جز هلاكت و نابودى ندارد.
(١٢٧١٤- ١٢٧١٣) چهارم؛ دنيا فريبى متغير است: كلمه «غرور» كه در عبارت امام (ع) آمده است به دو صورت: «غرور» و «غرور» تلفّظ شده است، «غرور» به فتح (غ) يعنى دنيا فريبكار است، مردم به زر و زيور دنيا فريب خورده، پندارشان اين است كه نعمتهاى دنيا پايدار مىباشد با اين غرور شاد و خوشاند كه ناگاه دنيا تغيير يافته از دست آنها مىرود و وضع آنها را دگرگون مىكند. «غرور» به ضمّ (غ) يعنى دنيا از بس متغير و رنگ به رنگ مىشود گويا حقيقت و ماهيتش فريب و نيرنگ شده است و گاهى بر وسيلهاى كه موجب غرور و فريب مىگردد عرفا غرور اطلاق مىكنند.
(١٢٧١٧- ١٢٧١٥) پنجم؛ دنيا جلوهاى است غروب كننده: كلمه «ضوء» را براى آن چيزهايى كه در چشم افراد غافل و بى خبر ظاهرا زيبا مىنمايد استعاره آوردهاند. به مثل گفته مىشود: «على فلان ضوء» يعنى منظر زيبايى دارد و يا راههاى هدايت را يافته و مسير ورود و خروج امور را مىداند. بنا بر اين (ضوء آفل) يعنى جلوهاى است كه دوام ندارد. كلمه «افول» هم استعاره است. معناى خلاصه سخن حضرت اين است كه جلوههاى فريبنده دنيا پايدار نيست.
(١٢٧٢٠- ١٢٧١٨) ششم: دنيا سايهاى است ناپايدار: لفظ «ظلّ» را براى آنچه انسان بدان پناه مىبرد تا از نعمت سايه آن بهرهمند گردد، استعاره آوردهاند، يعنى دنيا به سايهاى ماند كه براى اندك زمانى مىتوان از آن سود برد و بدان طريق كه سايه اعتبارى