ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩١ - ١٢
بر ذات او راه پيدا كند.
(١٥٧٥٤- ١٥٧١٠)
١٢-
خداوند متعال چنان است كه اگر تمام معادن كوهها و دانههاى قيمتى درياها، مانند نقره و طلاهاى خالص و يا درّ و مرواريد به مردم بخشد، تأثيرى در جود و كرم خداوند ندارد.
بر شمردن اين نعمتها بمنظور ستايش و مدح خداوند است، نعمتهايى كه امام (ع) در اينجا نام برده، بهترين چيزهايى هستند كه انسان مىتواند به دست آورد، و پربهاترين دانههاى قيمتى است كه طالبان دنيا براى به دست آوردن آنها، رقابت مىكنند، يادآورى اين نعمتها، توجّه دادن به كمال قدرت خداوند و نامتناهى بودن مخلوقات مىباشد.
ما قبل از اين توضيح دادهايم كه بخشش، در قدرت و توان مالى كسانى تأثير دارد كه خود محتاجند و نفع و ضرر در باره آنها معنى پيدا مىكند. ولى جود و بخشندگى هر چند بينهايت باشد، در ذات خداوند، مؤثّر نخواهد بود.
امام (ع) لفظ «ضحك خنديدن» را براى صدف استعاره آورده است وجه شباهت ميان آنها اين است، كه دهان، مانند صدف باز مىشود. درهاى داخل صدف و دندانها چون در نمايان مىشوند. و باز گوشتى در داخل صدف وجود دارد كه در لطافت و ظرافت شبيه زبان مىباشد. هر گاه كسى صدفى را بيابد خواهد ديد كه درست مانند انسان مىخندد.
در عبارت فوق لفظ «حصيد» براى درهاى كوچك استعاره به كار رفته است كه درست بهنگام چيدن شبيه گندم و حبوبات مىباشند.
بايد دانست كه صدف هر چند حيوان داراى حسّ و حركت مىباشد ولى او از نظر اتّصال بزمين براى تغذيه و ريشهدار بودنش، شبيه گياهان است.
امام (ع) با عبارت زيباى «يخرج» را براى اموالى كه از معادن و يا دريا بدست آيد بكار برده است اين شنونده است كه بايد ميان دو مورد فرق بگذارد و جواهرات حاصل