ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٨٧ - ٦
بدين اعتبار همه مخلوقات نسبت بخداوند نسبت مساوى دارند، پس نمىتوان گفت كه خداوند نسبت به فلان موجود خاص بخشندهتر از بهمان موجود است؛ كه اگر چنين فرض شود لازم مىآيد خداوند نسبت به بعضى بخل ورزيده باشد و به بعضى نيازمند باشد، و لازمه اين اثبات نقص براى خداست و خداوند از نقص و بخل و نياز مبرّا و پاك بوده و مقامى فراتر از اين تصورات دارد.
٢- اگر فيض به نسبت فيض گيرنده يعنى ممكن الوجود در نظر گرفته شود، اختلاف وجود دارد امّا اين اختلاف، صرفا از همين جهت قرب و بعد با خداوند است. بنا بر اين هر فيض گيرندهاى كه داراى استعداد و پذيرش بيشترى بوده، شرط و تضاد كمترى داشته باشد، به جود و بخشش خداوند نزديكتر است.
با توجّه به توضيح فوق، اگر سؤال كننده و متقاضى، چيزى را كه از خداوند مسئلت مىكند نصيبش شود و چيزى را كه مسئلت ندارد به او بخشيده نشود، بدين معنى نيست كه شيء تقاضا نشده، در نزد خداوند بسيار با ارزش بوده و خداوند بوى نبخشيده است. اصولا ميان آنچه خواسته شده و آنچه خواسته نشده است، نسبت به جود خداوند فرق و تفاوتى نيست. امّا اين كه چرا شيء مورد خواست و تقاضا به او بخشيده شده است باين دليل است كه سؤال و تقاضا زمينه قبول فيض را فراهم كرده و فيض حق متعال كه همواره وجوب وجود دارد، در زمينه مستعد قبول جارى و سارى شده است. اگر متقاضى فيض، همان چيزى را كه از خدا نخواسته است، تقاضا مىكرد، و بوسيله خواست و مسئلت، خود را مستعد قبول فيض مىكرد. به او عطا مىشد، بديهى است كه در بخشش خداوند بخل و منعى نيست، هر چند كه شيء مورد تقاضا نهايت ارزشمندى و گران قدرى را مىداشت حق تعالى بوى مىبخشيد، چه بخشندگى نقصى در گنجينههاى بخشش، و عموم جود خداوند ايجاد نمىكند. كلام امام رضا (ع) به همين حقيقت اشاره دارد