ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٤ - قوله عليه السلام يحل حيث حل ثقله و ينزل
مورد رضاى الهى واقع شود، امّا چون روز احد فرا رسيد، پايدارى نكردند. آيه شريفه، سرزنش خود را بشدّت خشم خدا، تأكيد مىكند و اين بدليل مخالفت و عدم مطابقت گفتار با كردارشان مىباشد.
(١٤٦٥٣- ١٤٦٤٨) سى و هشت: پرهيزگار، هيچ كار خيرى را فرو گذار نمىكند و بر نهايت انجام آن همت مىگمارد. پس از توضيح جزئيات اوصاف عارفان، امام (ع) به بيان مختصر آنها را توصيف كرده مىفرمايد: شخص متّقى، خواهان به نهايت رساندن كارهاى خير مىباشد. يعنى به انجام بعضى از كارهاى حق قانع نيست و كوشش خود را متوقف نمىكند. بلكه تلاشش اين است كه امور خير را به نهايت رسانده، بطور كامل و بدون كم و كاست آن را انجام دهد.
(١٤٦٥٨- ١٤٦٥٤) سى و نه: شخص متّقى و عارف هر كارى كه گمان صواب در آن باشد، قصد انجام دادن آن را نيز دارد. يعنى در هر محلّ و مكانى كه گمان فايده و استفاده را بدهد، مانند محفل اوليا و نيكان و يا مجلس ذكر و وعظ و نظير اينها حاضر مىشود.
(١٤٦٦٧- ١٤٦٥٩) چهل: پرهيزگار و عارف در برابر دستورات كتاب الهى تسليم است و آن را پيشواى خود قرار مىدهد. تمكين كتاب بودن، كنايه از فرمانبردارى او در برابر اوامر و نواهى حق تعالى است، حضرت كلمه «زمام» را براى عقل و خرد استعاره به كار برده است. وجه شباهت اين است كه زمام و عقل ابزار رام كنندهاند، و در اين جهت مشاركت دارند. زمام استعاره محسوس است براى معقول. و لفظ «قائد» استعاره براى كتاب آورده شده است، زيرا كتاب، زمام خرد انسان را مىگيرد و به سوى هدف حقيقى برده، و مانع انحراف وى مىشود. همچنين اطلاق لفظ «امام» بر كتاب به معنى پيشواى قابل اقتدا نيز استعاره مىباشد.
(١٤٦٧٦- ١٤٦٦٨)
قوله عليه السلام: يحلّ حيث حلّ ثقله و ينزل:
لفظ «حلول و نزول» كه از صفات مسافر مىباشند در كلام امام (ع) استعاره به كار رفتهاند. اين كه هر جا كتاب فرود آيد، پرهيزكار فرود مىآيد، كنايه از پيروى آن و عمل كردن به مقتضاى