ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٣ - فقوله اما بعد الى قوله ببصير
ظلمشان لبريز شد و هرگز دست از ستمگرى بر نداشتند) و شكستگى استخوان هيچ يك از امتان گذشته را بهبود نبخشيد، مگر بعد از نابوديها و رنجهاى بسيار (يعنى در برابر مشكلات بايد صبر كرد تا بر دشواريها فايق شد) در رنج و سختيهايى كه به استقبال شما شتافتند و شما به آنها پشت كردهايد، درس عبرتى وجود دارد (من از اين كه شما از گذشته عبرت نگرفته و پندى نياموختهايد، در شگفتم!) گر چه نه هر دارنده دلى خردمند، و نه هر دارنده گوشى شنوا، و نه هر دارنده چشمى بيناست! (تا با دلى دانا، و گوشى شنوا و چشمى بينا گذشته را آينه عبرت آينده قرار دهد، و از آن پند گيرد) وه كه چقدر در شگفتم! و چرا در شگفت نباشم، از كجرويهاى اين گروههاى گوناگون و از اختلافاتى كه در دين دارند (با وجودى كه دين و كتابشان يكى است) براهى كه پيامبر رفت نمىروند و از كردار وصىّ پيامبر پيروى نمىكنند! نه بغيب و قيامت ايمان مىآورند، و نه از عيب جويى باز مىايستند. به شبههها عمل كرده، در راه خواهشهاى نفسانى گام مىنهند، (مطابق عقيده باطل خود، رفتار مىكنند) خوب، چيزى است كه آنها خوب بدانند، و بد آن است كه آنها بد بدانند، در حلّ مشكلات به خود پناه مىبرند و در امور مبهم و پيچيده به رأى نادرست خود عمل مىكنند، چنين به نظر مىرسد كه هر كدام از آنها (در امر دين) امام پيشواى خود مىباشد. كه با خيال خام و انديشه ناسالم خويش، بندهاى استوار و دلايل محكم از پيش ساخته ذهنى درست كرده، و به آنها چنگ زدهاند (به دين و احكام الهى پشت پا زده، دل به آرا و عقايد باطل خود بستهاند)».
[شرح]
(١٤٩٥٥- ١٤٩٤٤) مقصود امام (ع) از بيان اين خطبه توبيخ و سرزنش امّت، است كه به دليل اختلافى كه در دينشان پيدا كرده بودند و هر كدام بر حسب آرا و انديشه خود در مسائل دينى و فقهى عمل مىكردند، آنها را نكوهش مىكند، چه با وجودى كه امام (ع) در ميان امّت بود، به آن حضرت مراجعه نمىكردند و به دانش خود متّكى بودند.
فقوله: امّا بعد الى قوله ببصير
(١٤٩٨١- ١٤٩٥٦) عبارت فوق بيان كننده دليل صدور خطبه