ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤٢ - حضرت فرمود فلم ار لى الا القتال أو الكفر
اشاره شد- تناقضى ندارد. در عبارت «و لقد ضربت ... او الكفر ...» امام (ع) لفظ:
«عين»، «أنف»، «ظهر»، و «بطن» را كه حقايقى در وجود حيوانند به عنوان استعاره، براى خصلتهاى معاويه در مورد خلافت، و مخالفت مردم شام با خلافت خود، به عنوان استعاره بالكنايه آوردهاند. «عين» و «انف» كنايه از اين امر مهم و چكيده آن بكار رفته، زيرا چشم و دماغ با ارزشترين عضو صورت انسانند. و منظور از «ضرب» به عنوان استعاره، كنايهاى از قصد با اهميّتى است كه حضرت به موضوع مىداده است. و لفظ ظاهر و باطن را كنايه از بررسى همه جانبه، و انديشه عميق آوردهاند. و عبارت «تقلّب» را براى رسيدگى كامل به همه جوانب مصلحت و عرضه داشتن يك امور بر خرد ذكر نمودهاند. نتيجه آن كه:
(٩٠١٥- ٨٩٨٨)
حضرت فرمود: فلم ار لى الّا القتال أو الكفر ...
راهى براى من جز پيكار با معاويه و شاميان، و يا پشت پا زدن به دينى كه پيامبر (ص) آورده است. نيست.
اين سخن حضرت پس از تفكر عميق و در نظرگيرى تمام جهات دورانديشى، در باره مخالفت آنان روشن مىكند كه وظيفهاى جز جنگ با قاسطين ندارد. و تذكّر مىدهد كه اگر اين راه را اختيار نكند لزوما بايد به آنچه كه بر رسول خدا (ص) نزول يافته كافر گردد. بدين بيان كه انتخاب يكى از دو امر «جنگ با شاميان و يا كفر ورزيدن بدين» الزامى است. يعنى اگر جنگ را اختيار نكند، لزوما جهاد ترك شده و ترك جهاد، موجب كفر ورزيدن است. امّا كفر ورزيدن آن بزرگوار امر عالى است. بنا بر اين قتال با شاميان حتى خواهد بود.
منظور حضرت از كفر، هم كفر حقيقى است، زيرا سخن گذشته امام (ع) كه اين موضوع را كاملا بررسى كرده، ظاهر و باطنش را، با وجودى كه اطرافيان صلاح نمىدانستهاند سنجيده، و راهى جز جنگ و يا انكار شريعت محمدى (ص) نيافته، دليل روشن اين حقيقت است.
اگر معترض بگويد: دليل منحصر بودن وظيفه آن بزرگوار در جنگ و يا كفر