ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤٤ - حضرت فرمود فلم ار لى الا القتال أو الكفر
اسلامى نداشتند، و صرفا به دليل خويشاوندى با عثمان بدون در نظرگيرى حرمت اسلامىشان منصوب شده بودند مانند وليد بن عقبه فاسق، كه در نهايت به شرابخوارى و مىگسارى شهرت يافت، و سعيد بن عاص كه، كارهاى زشتش موجب شد مردم كوفه بر او بشورند، اخراجش كنند.
و عبد اللّه بن ابى سرح، ستمكار كه مردم مصر از ستمگرى وى بدادخواهى آمدند. اين همان عنصر پليدى است كه مسلمانها وى را متّهم به قتل محمد بن ابي بكر نماينده امير المؤمنين (ع) كرده، معتقد بودند كه در باره شهادت محمد بن ابى بكر نامهنگارى كرده است؛ و از مكاتبات سرّى او نارواى بدست آوردند، و به سبب جاسوسى و خيانت، مردم از او شكايت داشتند و سرانجام بر وى شوريده و محاصرهاش كردند.
٢- بازگرداندن حكم بن ابى العاص از تبعيدگاه به مدينه. پيامبر (ص) وى را به دليل افسادش تبعيد كرده بود. ابو بكر و عمر نيز او را از تبعيد برنگردانده بودند. عثمان با سنت پيامبر (ص) و رفتار شيخين مخالفت و بىهيچ دليلى اقدام ببازگشت ابى العاص از تبعيد كرد.
٣- اموال فراوانى از بيت المال مسلمانها را، به اقوام و خويشانش بخشيد، بدون آنكه استحقاقى داشته باشند؛ از جمله به چهار نفر از قريش كه با دختران عثمان ازدواج كرده بودند، چهارصد هزار دينار داد، و به مروان حكم نيز چهارصد هزار دينار بخشيد. و بروايتى يك پنجم بيت المال آفريقا را به مروان داد.
و اين خلاف سنّت رسول خدا (ص) و روش خلفاى قبل از وى بود.
٤- قانون قرقگاه يا «حمى» [١] را كه رسم جاهليت بود زنده كرد. با وجودى
[١] در جاهليت هرگاه چراگاهى را پيدا مىكردند تا هر كجا كه صداى سگشان مىرسيد بخود اختصاص داده، و آن را حمى مىگفتند. پيامبر اين قانون را لغو كرده، فرمود به مسلمانها در آب و علف و انرژى يا آتش شريكند»