ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠ - شرح
قسمت سوم خطبه
وَ لَمْ يُبَايِعْ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهُ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً- فَلَا ظَفِرَتْ يَدُ الْبَائِعِ وَ خَزِيَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ- فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا- فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَ عَلَا سَنَاهَا- وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَى إِلَى النَّصْرِ (٦٠٧٠- ٦٠٣٣)
[لغات]
(خزيت): خوار، سبك، بىارزش (اهبه): توان رزمى بوجود آوردن، امكانات فراهم كردن.
(شبّ لظاها): آتش جنگ برافروخته شد. شبّ به صورت فعل معلوم به معنى بالا رفتن شعلههاست.
(سنّا): با الف كوتاه به معنى درخشش است.
(أعدّوا): آماده شويد.
(عدّة الحرب): وسايلى كه براى جنگ آماده مىشود.
(شعار): لباس زيرين، زيرپوش و مشابه آن.
[ترجمه]
«عمرو عاص تا فرمان حكومت مصر را از معاويه دريافت نداشت با وى بيعت نكرد. دست بيعت كننده پيروز مباد و خيانت پيشه خريدار خوار و ذليل باد.
ساز و برگ جنگ آماده سازيد و خود را براى پيكار دشمنان مهيا كنيد، زيرا آتش جنگ افروخته شده و شعلههاى آن بالا گرفته است، پايدارى و شكيبايى پيشه كنيد كه صبر و شكيبايى بزرگترين سبب پيروزى است».
[شرح]
(٦٠٤٢- ٦٠٣٣) در اين فراز از خطبه امام (ع) جريان بيعت عمرو عاص با معاويه را تحليل مىكنند و چنين مىفرمايند: عمرو عاص با معاويه بيعت نكرد مگر آن كه شرط كرد براى بيعتش عوض دريافت دارد. توضيح مطلب اين است كه پس از جنگ بصره امير مؤمنان (ع) در شهر كوفه فرود آمد و نامهاى به معاويه نوشت و از وى خواست كه با حضرت بيعت كند و اين امر را لازم و مهم دانست.
از سوى ديگر معاويه گروهى از مردم شام را به خونخواهى عثمان دعوت