ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥٠ - حضرت فرموده است و ابتاعوا ما بقى الى قوله عنكم،
باشد. (يعنى عمرى كه وسيله سعادت او بوده آن را در راه شقاوت خود صرف كرده باشد). از خداوند سبحان مىخواهم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ نعمتى او را به طغيان و نافرمانى نيفكنده و هيچ فايده و نفعى او را از طاعت پروردگار، باز نداشته و پشيمانى و اندوهى او را بعد از مرگ در نيابد».
[شرح]
(١٠٦٢٧- ١٠٦١٨) خلاصه موعظه حضرت در اين خطبه ايجاد نفرت نسبت به دنيا و ترغيب و تشويق نسبت به آخرت است همچنين تشويق به امورى كه سبب رسيدن به نعمتهاى آخرت مىشود و برحذر داشتن از انجام اعمالى كه موجب بدبختى انسان در آخرت مىشوند.
(١٠٦٣٥- ١٠٦٢٨)
سخن حضرت كه «فاتقو اللّه ...»
تذكّر بر وجوب انجام اعمالى صالح (كه بايد به كار گرفته شود) و تشويق و تحريص بر كارهاى نيك است؛ با اين بيان كه مرگ بر انسان سبقت گرفته، و انتظار بسرعت رسيدن اجل نيز هست. پس همواره بايد مرگ را به خاطر داشت، و همين به خاطر داشتن مرگ از امورى است كه انسان را قويا به سوى خداوند جذب مىكند.
نسبت دادن مسابقه را به مرگ و پايان زندگى به لحاظ تشبيه كردن آن است به شخصى كه قرار مسابقه مىگذارد. زيرا فرا رسيدن مرگ كه ميان انسانها و انجام دادن كارهاى نيكشان فاصله ايجاد مىكند به مالى شباهت دارد كه قرار مسابقه بر سر آن بسته مىشود
(١٠٦٤٣- ١٠٦٣٦)
حضرت فرموده است: و ابتاعوا ما بقى الى قوله عنكم،
«خريدارى كنيد براى دنياى باقى خود ...» كه اشاره به لزوم زهد در دنيا، و دورى جستن از كالاهاى غير ماندگار آن دارد؛ در نتيجه خريد متاعهاى آخرت ضرورى مىنمايد. تاكنون بارها به اين حقيقت توجّه داشتهاى كه لفظ بيع در امورى كه پايدار نيست به كار مىرود و به معناى فروختن و از دست دادن است، و لفظ اشترى براى امور پايدار. پس مشترى خريدارى مىكند چيزهايى را كه