ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٢٤ - قوله عليه السلام المنشىء اصناف الأشياء إلى قوله عجائب الأمور
خداوند دگرگونى بوجود مىآمد و اين أمر محالى است.
(١٦١٨٥- ١٦١٧٨)
قوله عليه السلام: و لم يستصعب إذ امر بالمضّى على إرادته:
چون خداوند آفريده را امر كرده است تا در جهت رسيدن به كمال مطلوب وجوديش برابر اراده وى حركت كند و حكمت الهى نيز او را به سمت نهايت مطلوبش به پيش مىبرد، تخلّف پديده از حركت در غير آن جهت ممكن نيست و سرپيچى از دستور و فرمان محال است.
امر كردن خداوند به پديده، اشاره به اين است كه اسباب كمال يافتن آن را مطابق قضاى الهى تا رسيدن به مطلوب آماده مىسازد.
(١٦١٩٢- ١٦١٨٦)
قوله عليه السلام: و كيف و إنّما صدرت الأمور عن مشيئته:
تقدير كلام حضرت چنين است «اى و كيف يستصعب» يعنى، چگونه پديده از فرمان خداوند سرپيچى مىكند؟ (هرگز نمىتواند تخلّف و سرپيچى نمايد) پس از بيان عدم امكان سرپيچى و تخلّف آفريده از دستورات الهى، به علت عدم امكان سرپيچى و فرمانبردارى سريع و تسليم بودن در برابر فرمان حق متعال اشاره كرده، و دليل آن را مستند بودن تمام آثار مخلوق به مشيّت پروردگار مىداند. زيرا هر اثرى لزوما از مؤثّر خود تبعيّت مىكند، و تمام پديدهها در سلسله نياز و حاجت به اراده حق تعالى متّكى هستند، و وجوبا از آنجا مدد مىگيرند، حقيقت اين موضوع در علم الهى باثبات رسيده است.
(١٦٢٢١- ١٦١٩٣)
قوله عليه السلام: المنشىء اصناف الأشياء إلى قوله عجائب الأمور:
پيش از اين در شرح خطبه اول توضيح اين مطلب كه: روش، فكر و انديشه و تجربه، از چيزهائى است كه بانسان مربوط بوده و بوى اختصاص دارد، گذشت. و اين كه بارى تعالى از تمام اين ويژگيها در زمينه ايجاد و آفرينش پديدهها پاك و مبرّا است.
(يعنى خداوند بدون الگو و مدل، فكر و انديشه و تجربه موجودات را آفريده است) در خلقت و آفرينش از شريك داشتن نيز بدليل برهان توحيد چنان كه