ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٥ - شرح
انسانى مىشود، اگر همان عمل را چندين بار تكرار كند هر تكرارى در پيدايش آن حالت و ملكه نفسانى، تأثير داشته، ملكه را در نفس انسان راسختر مىنمايد، بلكه بايد گفت هر جزئى از عمل همين ويژگى و تأثير را دارد. براى تشريح اين موضوع دانشمندان، مثالى ذكر كرده و چنين بيان داشتهاند.
اگر كشتى بزرگى با بارى معادل هزار من در آب افكنده شود، به اندازه يك وجب در آب فرو مىرود، ولى اگر فقط يك دانه گندم در كشتى باشد، كشتى باندازه وزن همان يك دانه گندم در آب غوطهور مىشود، هر چند از نظر ما محسوس نباشد. حال كه اين مثل را دانستى، هر عمل چه نيك يا بد به هر اندازه، كم يا زياد، به مقدار خود در نفس انسانى اثر مىگذارد، سعادت يا شقاوت، محسوس باشد يا غير محسوس. با توضيح فوق، سرّ گفته حق تعالى كه فرموده است: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ [١] آشكار مىشود.
دانستى كه اعمال به وسيله جوارح، دست، پا و ... انجام مىگيرد، ناگزير دست و پا و ديگر اعضا در روز قيامت بر عليه انسان به زبان حال بدين معنا كه اثر اعمال در جوهر نفس تحقّق يافته و موجب صدور اعمال گرديده، گواهى مىدهند. بنا بر اين صدور اعمال از اعضاى بدن به منزله شهادت دادن بر مكتسبات نفسانى است. پس از روشن شدن اين موضوع، خواهى دانست كه حقيقت محاسبه به تعريف انسان باز مىگردد، كه از مال و منال و فرزند و ... چه چيز به نفع و چه چيز بر ضرر است؛ و آنچه از ملكات خير و شر در نفس حاصل شود، امورى هستند، كه جوهرا ضبط و نگهدارى شده و بر ضرر يا منفعت انسان به كار مىروند. از لحظهاى كه علاقه نفس از بدن جدا شود، آن حالات و ملكات آشكار گرديده و زيان ذاتى آنها بر عليه يا له انسان تحقّق مىپذيرد، حتّى بسيار
[١] سوره زلزله (٩٩) آيه (٧): هر كس به اندازه ذرهاى عمل خير انجام دهد آن را مىبيند.