ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢١ - سپس مىفرمايند الا و انه سيأمركم بسبى الى آخره؛
|
و صاحب لى بطنه كالهاوية |
كانّ فى امعائه معاويه |
|
[١] برخى گفتهاند منظور از آن مرد زياد بن ابى سفيان همان زياد بن ابيه مىباشد، و گروهى گفتهاند: حجاج بن يوسف ثقفى است، و دستهاى مغيرة بن شعبه را دانستهاند. به هر حال بايد شخصى باشد، كه بعد از حضرت مردم را به اين كار دستور داده باشد؛ اين دو خصوصيت در معاويه بارز است.
اين بيان حضرت: «آنچه را مىيابد مىخورد، و آنچه را نيابد مىجويد»، كنايه است از پرخورى آن مرد، و علامتى است كه بتوان وى را شناخت.
اين دستور كه او را بكشيد نشانه فساد و تباهكارى آن مرد در روى زمين است و خبر دادن از اين كه نمىتوانيد او را بقتل رسانيد قضايى است الهى كه حضرت بر آن مطّلع بود.
(١٠٢٤٨- ١٠٢٤١)
سپس مىفرمايند: الا و انّه سيأمركم بسبّى الى آخره؛
آگاه باشيد بزودى آن مرد شما را به دشنام دادن بر من فرمان خواهد داد. اين سخن حضرت اشاره است به آنچه قريبا پيش خواهد آمد، و دستورى كه مبنى بر دشنام و بيزارى از آن بزرگوار صادر شود، در چنين موقعيّتى مصلحت كار را به يارانش توصيه كرده و ميان دشنام دادن و بيزارى از خود فرق نهاده است. دشنام را به هنگام ضرورت و اجبار روا دانسته، و بيزارى را مجاز نمىداند، در فرق ميان اين دو ظرافت خاصى است كه بايد در نظر گرفته شود.
به عنوان مثال، دشنام عبارت از صفت كلام بوده و ممكن است بدون اعتقاد اظهار شود. احتمال ديگر اين كه گاهى دشنام به كنايه گفته مىشود و ممكن است قصد حقيقى در كار نباشد و فايده آن جلوگيرى از ريختن خون مسلمين و رهايى آنها از ستم ستمگران مىباشد. ولى بيزارى جستن تنها صفت
[١] دوستى دارم كه شكمش به جهنم مىماند گويا در امعاء و احشائش معاويه قرار دارد.