ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٤٨ - ٦ - قوله عليه السلام لا ينتحلون إلى قوله يعملون
امام (ع) فرموده است در وراى صداى فرشتگان، حقايقى وجود دارد كه فرشتگان چنان كه بايسته است آنها را درك نمىكنند. نه، بلكه بالاتر از دانش و عبادت آنها، مراحلى از جلال و شكوه خداوندى است، كه معرفت فرشتگان از آن قاصر است. و ادراك اهل بصيرت از دريافت جلال و شكوه حق فرو ماند، متحيّر و سرگردان بمقام ناتوانى خويش بازگردد و در مرز محدود و نهايت كمال خود كه جايگاه بندگى و عبوديّت است متوقّف ماند.
(١٦٥٠٢- ١٦٤٩١)
٥- قوله عليه السلام: انشأهم على صور مختلفات إلى قوله عزّته اختلاف
صورت فرشتگان كنايه از اختلاف حقيقت و اندازه وجودى و تفاوت مرتبه آنها در كمال و قرب آنها بخداست. لفظ «أجنحة» يعنى بالها، استعاره از نيرومنديى است كه آنها، در به دست آوردن معارف الهى و تفاوت در زيادى و نقصانى كه به لحاظ دريافت معرفت و كمال دارند. چنان كه خداوند متعال فرموده است:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ» [١].
تعدّد بال فرشتگان، در كلام حق تعالى كنايه از تفاوت ادراك آنها از جلال خدا و دانش متفاوتى است كه لزوما هر يك از حق تعالى دارند. به همين دليل امام (ع) داشتن بال را، موجب تسبيح و تنزيه جلال و شكوه خداوندى دانسته است زيرا آگاهى فرشتگان بجلال حق، منزّه و پاك از هر آن چيزى است كه شايسته بزرگوارى وجود و مناسب جلال و عزت الهى نباشد.
(١٦٥٣٠- ١٦٥٠٣)
٦- قوله عليه السلام: لا ينتحلون إلى قوله يعملون:
ساختن بعضى از مصنوعات خداوند با وجودى كه فرشتگان وسيله ايجاد آنها باشند آنان را بفراموشى قدر و منزلتشان دچار نمىكند، و آنها خود را مدّعى خلقت چيزى، جز به مقدارى كه خداوند به آنها توانايى داده است نمىدانند. نهايت مقامى كه
[١] سوره فاطر (٣٥) آيه (١): هر يك از فرشتگان داراى دو يا سه و يا چهار بال هستند.