ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥٩ - در ادامه خطبه مىفرمايد و ان مسيرى هذا لمثلها
«سوق» به دو معنى آمده، يكى طرد كردن و شكست دادن، كه منظور حضرت از اين عبارت همين معنى است. دوّم، راندن به سوى ديانت و ارشاد، و چون مقصود حضرت از جنگ جز هدايت كردن به دين، چيزى نبوده و از سويى هدايت و ارشاد مردم ممكن نبوده مگر به وجود پيامبر و روشن شدن راه حق، بنا بر اين دور كردن و طرد ساختن دشمنان دين، تا شكست كامل مشركان، به جهت حمايت پيامبر و دفاع از حوزه ديانت امرى واجب و لازم شده است. البتّه نه بدين معنى كه جنگ كردن و شكست دادن جمعيّتها ذاتا مطلوب باشد، بلكه هدف به كمال رسيدن هدايت است كه هدف وجودى پيامبر بوده است.
(٧٧٥٦- ٧٧٥٢)
منظور از فرموده حضرت: ما ضعفت و لا جبنت؛
«نه، ضعف نشان دادم و نه، ترسيدم» در اثبات كمال فضيلتى است كه براى خود، بر مىشمارد، و نهايت شجاعتى است كه داشته، و تأكيد بر توانمندى خود و نداشتن ترس به مثابه يكى از رذايل اخلاقى و ضد شجاعت مىباشد.
(٧٧٦٨- ٧٧٥٧)
در ادامه خطبه مىفرمايد: و انّ مسيرى هذا لمثلها
اينك در جريان اين مبارزه و پيكار با ناكثين و شورشيان بصره، وضع ما همچون دوران گذشته كه با كفر روبرو بوديم و سردمداران آن را، بدون ضعف ترس شكست داديم، مىباشد. اين فرموده حضرت تهديدى است كه شايد به گوش دشمن برسد و تقويت روحيى براى سپاهيان و دوستان خود آن حضرت نيز هست. فرمايش: و لأبقرنّ الباطل حتّى اخرج الحقّ من خاصرته [١] «باطل را مىشكافم تا حق را از پهلويش بيرون كشم»، نيز براى تهديد دشمن و تقويت پيكارگران اسلام به كار رفته است و ضمنا بيانگر اين حقيقت است كه مخالفان در مسير باطل گام برمىدارند.
لفظ «خاصرة» كه در عبارت به كار رفته استعاره از باطل آورده شده است و به عنوان تشبيه لفظ بقره براى جدا شدن حق از باطل، بدين شرح كه باطل حق را،
[١] در متن خطبه كتاب «فلأنقبنّ» به كار رفته است.