ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٠ - شرح
بسته شده تا شير و نفع خويش را به ايشان مىبخشد و آنان را از شير صاف خويش سر مست كند، و هيچ گاه شمشير و تازيانه تسلط و قتل و غارت آنان از اين امت برداشته نشود، چه خيال خام و گمان دروغى است كه اين گمان كننده در باره آنان كرد. اين بهره بردن آنان از جهان همچون قطره آبى است كه هنگام نوشيدن آب در گلو سرازير شود و هنوز اندكى از آن را بخشيده كه بايد تمامى آن را بيرون دهند، ديرى نپايد كه بنى العباس بر سر كار آيند و بنى اميه از مصدر قدرت و حكومت به زير كشيده شوند.»
[شرح]
(١٤٩٤٣- ١٤٩٠٥) در اين فصل از سخنان خود امام (ع) حال بنى اميه و طول زمانى كه حكومت مىكنند و مشكلاتى كه از ناحيه حكومت آنها بر سر مردم مىآيد به تصوير كشيده و با جمله: يظن الظان نهايت رنج و زحمت جامعه را در طول فرمانروايى آنها متذكر مىشود.
در عبارت فوق «حتى يظن الظان ...» امام (ع) براى دنيا اوصافى را به شرح زير بيان مىكند:
١- دنيا «معقولة [١]» است. دنيا را در دست بنى اميّه به شترى تشبيه كرده است. چنان كه زانوى شتر را بسته و او را حبس مىكنند. بنى اميّه دنيا را به نفع خود عقال و حبس كرده و منافع آن را مىبرند.
٢- شير دنيا براى بنى اميّه است. دنيا را به ناقه شير دهى تشبيه كرده است، همچنان كه منافع شتر را صاحب شتر و شير آن را شيردوش استفاده مىكند؛ بنى اميّه ناقه دنيا را بخود اختصاص داده و منافع آن را مىبرند.
٣- دنيا منافع صاف و خالصش را تقديم بنى اميه مىكند. اين كه دنيا نفع خالص و بى غش خود را به بنى اميّه ارزانى مىدارد نسبت مجازى است (زيرا دنيا
[١] عقال زانو بند شتر را مىگويند- م.