ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٤ - فرمايش امام(ع) لقد ملأتم قلبى قيحا؛
يَمْكُرُونَ^ [١]؛ و نيز مىفرمايد: لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ [٢].
امام (ع) پس از بيان صفات ناپسند آنان به نفرين كردن و شكايت از آنها مىپردازد. (٦٤١٧- ٦٤١٦) و مىفرمايد: قاتلكم اللّه ... خدا شما را هلاك كند. حضرت با اين جمله شديدترين نفرين را نثار آنها كرده است زيرا مقاتله كه عملى طرفينى است خود موجب دشمنى مىشود و دشمن خدا بودن، هم پىآمدهايى از قبيل لعن و طرد و دورى از لطف و نيكى دشمن را همراه دارد، و چون لفظ مقاتله و دشمنى به طور حقيقى نسبت به خداوند ممكن نيست، بنا بر اين لفظ قاتل در اين جا به معناى مجازى به كار رفته است، يعنى دورى از رحمت الهى.
مفسران گفتهاند وقتى عرب مىگويد: «قاتلكم اللّه» يعنى لعنت خدا بر شما باد! ابن انبارى از علماى نحو مىگويد: كلمه مقاتله از قتل است ولى نسبت به خداوند به معناى لعنت است زيرا كسى را كه خدا لعنت كند مانند آن است كه كشته و هلاك شده باشد.
(٦٤٣٠- ٦٤١٨)
فرمايش امام (ع): لقد ملأتم قلبى قيحا؛
«دل مرا خون كرديد»، اين جمله نهايت دردهاى دل و تألّمات روحى آن حضرت را از دست يارانش مىرساند زيرا هر چه آن حضرت در بهتر كردن وضع آنها تلاش و كوشش مىكرد و نصايح مشفقانه مىفرمود آنها توجهى به دستورهاى او نمىكردند. شارح در اين جا ظرافت سخن امام را از لحاظ علم معانى و بيان ذكر مىكند كه: حضرت مجازا از دردهاى دل خويش به چرك و خون تعبير فرموده و به جاى ذكر مقدمه ذى المقدمه را آورده است، زيرا نهايت درد يك عضو، چركين شدن آن است و نيز
[١] سوره نحل (١٦) آيه (١٢٧): بر آنها غمگين مشو و از مكر و حيله آنان دلتنگ مباش.
[٢] سوره شعرا (٢٦) آيه (٣): اى رسول ما تو چنان در انديشه هدايت خلقى كه مىخواهى جان عزيزت را از غم اين كه ايمان نمىآورند هلاك سازى.