ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥١٦ - قوله عليه السلام و اوكار الطيور
از افراد در دنيا سپرى شد و گذشت.
(١٢٧٩٢- ١٢٧٩١)
قوله عليه السلام: تقضّت الدّهور؛
مدّت عمر هر فردى تمام شد.
(١٢٧٩٥- ١٢٧٩٣)
قوله عليه السلام: و أزف النّشور؛
بيرون آمدن هر نفسى از گور بدن در قيامت نزديك شد. (در اينجا مطابق معناى تاويلى بدن هر شخص را بمنزله گور و روح بمنزله شخصى كه از داخل آن بيرون آمده و به سوى قيامت مىرود در نظر گرفته شده است)
(١٢٧٩٩- ١٢٧٩٦)
قوله عليه السلام: أخرجهم من ضرائح القبور؛
لفظ قبور را براى بدن استعاره آورده. و «ضرائح» ترشيح استعاره است. وجه شباهت ميان، قبر و بدن انسان اين است كه نفس در ظلمت بدن و تاريكهاى حواسّ فرو رفته و وحشت زده است، چنان كه شخص ميّت از زن و فرزند خود جدا شده و از تاريكى قبر هراسان و ترسان است ضمير در فعل اخرج به كلمه اللّه كه در آغاز خطبه آمده است باز مىگردد؛ يعنى خداوند آنها را براى حسابرسى قيامت از گورها بيرون مىآورد.
(١٢٨٠٥- ١٢٨٠٠)
قوله عليه السلام: و اوكار الطّيور
عرفاء و اهل حكمت فراوان لفظ طير و اوصاف آن را براى نفس ناطقه و فرشتگان استعاره به كار مىبرند. چنان كه روايت پيامبر اكرم (ص) نيز به همين معنى اشاره دارد كه فرمود:
هنگامى ميّت بر دوشها حمل مىشود، روحش بر بالاى نعش پرواز مىكند و بزبان حال مىگويد: اى خانواده و فرزندان من، چنان كه دنيا مرا سرگرم داشت، و فريب داد فريبتان ندهد. واژه «رفرفة» در حديث فوق بمعنى بال زدن پرندگان است و چنان كه قرآن در وصف فرشتگان مىفرمايد: الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ؛ «فرشتگان داراى دو، سه و چهار بال هستند» در حديث براى روح بال به كار رفته، و در قرآن براى فرشتگان تصريح به بال شده است. ابو على در قصيدهاى كه اوّل آن القى است در باره نفس چنين مىگويد: