ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٥ - قوله عليه السلام و لما وعظهم الله به ابلغ من لسانى
به كلام خدا توجّه نكرده از گناه باكى ندارند، تا بخواهند حرف مرا كه بنده خدايم قبول كنند). ولى من بر عليه آنها كه از دين خارج شوند استدلال قانع كننده دارم و دشمن پيمان شكنان و شكاكان مىباشم.
دلايل خود را در باره اين اتّهام بر كتاب خدا عرضه كنيد چنانچه مورد تاييد قرآن باشد قبول دارم در غير اين صورت از جارو جنجالهاى بىمورد هراسناك نمىشوم. خداوند بر گمانهاى بد و خصومتهاى بىدليلى كه در دل بندگان باشد و موجب اتّهام و زشت نامى كسى شود آنها را كيفر مىدهد.»
[شرح]
(١١٩٢٦- ١١٩٠٩)
قوله عليه السلام: او لم ينه الى ا و ما وزع
اين جمله امام (ع) به صورت استفهام و پرسش آمده، در باره اين كه چرا بنى اميّه از تهمت زدن آن حضرت در باره قتل عثمان دست بر نمىدارند؟! با وجودى كه پايبندى آن بزرگوار را به ديانت و بركنارى وى را از ريختن خون مطلق مسلمين مىدانند؟ چه رسد به خون عثمان كه به ظاهر هر خليفه مسلمانها و داماد پيامبر (ص) بوده است.
استفهام و پرسش را به صورت انكار آوردهاند. گويا اين اتهام را از آنها بدور دانسته و از چنين نسبتى كه به وى داده شده است تعجب مىنمايد.
امام (ع) به اين دليل بنى اميّه را نادان دانسته است، كه آنها بخوبى سابقه آن حضرت را در اسلام و به دور بودن وى را از قتل عثمان مىدانستند و در عين حال كشتن خليفه را به وى نسبت مىدادند ...
(١١٩٣٤- ١١٩٢٧)
قوله عليه السلام: و لما وعظهم اللَّه به ابلغ من لسانى
اين فراز گفته امام (ع) نوعى استدلال است بر اين كه چرا سخن آن حضرت بنى اميّه را از غيبت و تهمت باز نمىدارد! بدين توضيح كه موعظه خداوند با وجودى كه از نظر مفهوم و معنى از كلام امام (ع) در اداى مقصود و تأثيرگذارى در بنى اميّه تأثير نكرده باشد كه آنها را از تهمتهاى ناروا باز دارد!؟ چه انتظارى است كه از سخن امام پند گيرند!! خداوند در موارد فراوانى موعظه فرموده پند داده است از جمله: