ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٦٠ - قوله عليه السلام و لعمرى الى قوله ببعيد
گناهكارشان دانسته، احوال و زمان اينان را در امورى شبيه احوال و زمان گذشتگان ترسيم كرده است.
١- اى مردم! پدران شما داراى چنان اعمال زشتى بودند! حال و زمان پسران از احوال و زمان پدرانشان، در انجام و ترك امور چندان فاصلهاى ندارد.
٢- با اين كه رسول خدا (ص) چيزى از دستورات الهى را بگوش آنها نرسانده بود، ولى من بسيارى از امور را براى شما بيان كردهام، مع الوصف فرقى ميان شما و آنها ديده نمىشود! (بلكه مىتوان گفت حال اينان از حال پدرانشان زارتر است، چه پيامبر آنها را ارشاد نكرده بود و اينان را ارشاد كرده است) ٣- تفاوتى ميان قدرت شنوايى شما با آنها نيست (كه بهانهاى براى فرار از تكليف و وظيفه باشد) ٤- ساير اعضا و جوارحى كه گذشتگان داشتند و با آنها كسب كمال مىكردند، در شما نيز هست با اين حال كسب كمالى در شما نيست.
٥- شما در مورد آنچه پدرانتان نسبت به آنها جاهل بودند، چيزى نياموختهايد تا بدان سبب ميان شما با آنها فرقى باشد.!
٦- شما از دنيا چيز مطلوبى انتخاب نكرديد كه پدرانتان فاقد آن باشند، و بدين سبب بر آنان مزيت پيدا كرده باشيد. خلاصه سخن اين كه اوضاع و احوال شما مانند اوضاع و احوال مردمان دوران فترت و نبودن رسول الهى است و صد البتّه كه با توجّه بهدايت و ارشاد رسول اكرم شمايان مورد توبيخ و ملامت هستيد.
مقصود امام (ع) از اين كه مردم زمان خود را شبيه، مردم دوران فترت، و رفتار و كردار اينان را چون رفتار و كردار آنان دانسته دو چيز است:
الف: ايجاد نفرت نسبت به معصيت كاران گذشته، كه با دستورات الهى مخالفت كردند.
ب: تشويق و ترغيب، به انتخاب كسانى كه فرمانبردارى از خدا و رسول