ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٨ - شرح
پايش لگدى بر او مىكوبد، و تيرهايى از تركشش بيرون مىكشد و او را صيد مىكند و كمند مرگ را به گردن او مىافكند و با خوارى تمام به خوابگاه تنگ گور، و منزلگاه وحشت و جايگاه كيفر اعمال مىكشاند.
آرى جهان با گذشتگان چنين كرد، و با آيندگان نيز چنين رفتارى خواهد داشت؛ اما تعجب اين است با وجودى كه رفتار دنيا با گذشتگان چنان بود و يقينا دست از سرآيندگان هم بر نخواهد داشت باقى ماندگان متنبّه نشده، دست از گناه بر نمىدارند، بلكه باقى ماندگان و آيندگان به گذشتگان اقتدا كرده و پى در پى به سوى انتها و غايت مرگ، فنا و نيستى مىشتابند.»
[شرح]
(١٢٧٠١- ١٢٦٩٩) اين بخش از كلام امام (ع) بر محور نفرت از دنيا و بيان معايب و سر انجام كار آن دور مىزند. امام (ع) براى دنيا اوصافى بشرح زير آورده است.
(١٢٧٠٥- ١٢٧٠٢) اوّل؛ تاريك و سياه بودن آبشخور دنياست: «رنق» كنايه از آلودگى و آميخته بودن خوشيهاى دنيا به مصيبت، حزن و اندوه و عوارض و بيمارى است.
(١٢٧٠٧- ١٢٧٠٦) دوّم؛ گل آلود بودن محلّ استفاده و خوردنيهاى دنياست: «مشرع»: در لغت به جايگاه ورود گفته مىشود. در اينجا به معناى محلّ شروع براى صرف غذا و يا انجام كار آمده است. واژه «ردغ» براى امر محسوس صفت آورده مىشود.
در عبارت امام (ع) استعاره از مجراى غذا و خوردنيهاست. جهت شباهت راه، با مجراى غذا اين است كه انسان در به كارگيرى دنيا و تصرّف در آن دچار لغزش مىشود و لغزش موجب سقوط در جهنم مىگردد. زيرا شما ثبات قدم عقلى است، كه مىتواند قواى نفسانى را در كنترل خويش در آورد، و قدرت شيطان هواى نفس را در هم بشكند، چنان كه راه محسوس دنيوى اگر گل و لاى باشد موجب لغزش و سقوط انسان مىشود. به عبارت روشنتر جهت مشابهت، لغزندگى و سقوط در هر دو مورد است.