ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٣ - ٨ - قوله عليه السلام و مجالسته اهل الهواء منساة للأيمان و محضرة للشيطان
چندان تكرار شده، كه بصورت ضرب المثل در آمده است.
يعنى سعادتمند در آخرت كسى است، كه از مطالعه در وضع ديگران عبرت بگيرد، با ديده دل راهى كه ستمگران رفتهاند در نظر داشته باشد. و از عاقبت بد آنها بترسد و روش آنها را ترك كند. از طرف ديگر حال پرهيزگاران را بياد آورد و مسير آنها را بپيمايد، و به پند گرفتن از ديگران كه لازمهاش سعادت اخروى است رغبت نشان دهد.
(١٤٣٨٢- ١٤٣٧٦)
٦- با توجّه به توضيح فوق بدبخت در عالم آخرت، كسى است كه فريب هواى نفسش را بخورد.
در اينجا امام (ع) براى ايجاد نفرت از پيروى هواى نفس به بيان خدعه و غرور اكتفا كرده است.
(١٤٣٨٨- ١٤٣٨٣)
٧- امام (ع) توجّه مىدهد كه رياى اندك هم شرك است
. پيش از اين توضيح دادهايم كه، ريا، در عبادت هر چند اندك باشد، توجّه بغير خدا است و در نيّت و طاعت تأثير مىگذارد. تمام عرفا و اهل دل بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه ريا، هر چند ناچيز است، شرك خفى به حساب مىآيد.
(١٤٣٩٧- ١٤٣٨٩)
٨- قوله عليه السلام: و مجالسته اهل الهواء منساة للأيمان و محضرة للشيطان.
مقصود امام (ع) از اهل «هوى» در عبارت فوق بدكارانى است كه تسليم خواستههاى شيطانى و شهواتى كه بيرون از حدود شرعى است شدهاند.
نفرت داشتن از همنشينى با اهل هوى به لحاظ دو امر مىباشد:
الف: مجالست با اهل باطل موجب به فراموشى سپردن ايمان مىشود.
اين امر واضحى است، زيرا هوا پرستان همواره سرگرم لهو و لعب و غرق در كارهاى بيهوده و باطل و ضد حق مىباشند. بنا بر اين به احتمال قوى همنشينى با آنها از روى ميل و رغبت، موجب غفلت و بى خبرى از ياد خدا مىشود و انسان را از انجام اعمال شايسته باز مىدارد، و بتدريج به روش اهل باطل در مىآورد؛