ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٩ - قوله عليه السلام «يا ايها الناس»، تا پايان خطبه،
حضرت در حضور و غياب، دفاع كنند و اجازه بدگويى به كسى ندهند، اگر موضوعى را مىدانند، حضورا بيان كنند، تا رفع اشكال شود، اين نظمى است كه مصلحت امام و مردم ايجاب مىكند.
سوّمين حقّ امام، اين كه، بدون سستى و سهلانگارى به نداى حضرت لبيك گويند، و به هنگامى كه آنان را براى جهاد فرا مىخواند بسيج شوند، زيرا در غير اين صورت نتيجه چيرگى دشمن بر آنهاست و در نهايت منافع بزرگى را از دست مىدهند.
چهارمين حقّ امام بر مردم، اطاعت و فرمانبردارى است به هنگامى كه دستورى صادر مىكند، روشن است كه نظام امور بدون اطاعت از فرمان رهبر استوار نمىشود.
هر شخصى با كمترين دقّت در مىيابد، كه اين امور چهارگانه، هر چند به عنوان حقوق امام بر رعيت ذكر شده ولى خواست امام (ع) از اين حقوق تأمين منفعت و سودى بود كه به دنيا و آخرت مردم مربوط مىشد. زيرا وفا كردن آنها به بيعت، بيان كننده ملكه نفسانى آنها از عفّت و تقواى آنان بود. جلوگيرى آنها از بدگويى نسبت به امام سبب نظام بخشيدن به كار خودشان، و پذيرفتن دعوت حضرت، در حقيقت پذيرش دعوت خدا و ضامن خير و صلاح آنها بود و فرمانبردارى از دستور امام كه كلام خدا را بيان مىكرد، اطاعت فرمان خدا، و اطاعت خدا سبب ارزشمندى آنها در نزد خدا مىشد.