ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٢ - شرح
دانستى كه خالص شدن براى خدا عبارت بود از: توجّه انديشه به سوى خداوند، و وارستگى ذهن و خاطر از هر آنچه غير خداست، بدان حد كه جز حق تعالى هر چه هست از درجه اعتبار ساقط باشد؛ و مقصود از «استخلاص حقّ» اين است كه خداوند از ميان همه بندگان چنين بندهاى را به رضايت و خوشنودى خود اختصاص مىدهد؛ و انواع و اقسام كمالات را به وى افاضه، و او را به محضر قدس خود نزديك، و به يگانگى مناجات و راز و نياز انتخاب مىكند. روشن است كه اخلاص و وارستگى پرهيزگار موجب چنين افتخار، گزينش و تقرّبى مىشود، چنان كه حق تعالى مىفرمايد: وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا [١].
(١٤٦٢٨- ١٤٦٢٥) سى و چهار: شخص متّقى از معادن دين مىباشد. امام (ع) لفظ «معدن» را براى پرهيزگار استعاره آورده است. وجه شباهت ميان معدن و پرهيزگار اين است كه هر دو منبع دانههاى گرانبهاى گوهرند. از معادن گوهرهاى محسوس و از نفس شخص پرهيزگار و عارف گوهرهاى علوم و اخلاق و ديگر احكام الهى استخراج مىشود.
(١٤٦٣١- ١٤٦٢٩) سى و پنج: او از استوانههاى زمين است. لفظ «وتد» كه بمعنى ميخ است براى شخص متّقى و پرهيزگار استعاره به كار رفته است. وجه شباهت اين است.
كه هر كدام موجب ثبات و قوام امورى مىشود، ميخ براى قوام و استوارى چيزى است كه در آن ميخ را به كار مىبرند و شخص عارف و آگاه نظام زمين و امور اين جهان را قوام مىبخشد.
شبيه اين عبارت و معنى در خطبه اوّل نهج البلاغه به كار رفته است، آنجا كه مىفرمايد: «وَ وَتّدَ بِالصُخّورِ مَيَدان ارْضِهِ.
[١] سوره مريم (١٩) آيه (٥١ و ٥٢): در كتاب موسى را به يادآور كه مخلص، نبى و پيام آور بود ما او را از سمت راست كوه طور ندايش كرديم او را برگزيده و به خود نزديك كرديم.