ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣٨ - قوله عليه السلام فبالغ إلى آخره
كلمه «جهلاء» در عبارت امام (ع) تأكيد جاهليّت است، چنان كه براى تاكيد تاريكى مىگويند: «ليل اليل» يعنى شبتر از شب، تاريكتر از تاريكى.
(١٨٥١٢- ١٨٥٠٤)
قوله عليه السلام: حيارى فى زلزال من الامر و بلاء من الجهل.
يعنى به دليل جهل و نادانيشان به مصلحت زندگيشان پى نمىبردند دليل اضطراب و نگرانى در امورشان نيز همين بود، گرفتار بلا شدنشان، بدين لحاظ، كه بر يكديگر حمله برده، گروهى، گروهى ديگر را كشته و بعضى بعضى را اسير مىگرفتند.
(١٨٥٢٧- ١٨٥١٣)
قوله عليه السلام: فبالغ إلى آخره
مقصود از گذشتن پيامبر بر راه- مضيّه على الطريق» پيمودن راه خدا بدون انحراف مىباشد، دعوت پيامبر (ص) با حكمت و موعظه نيك. ارشاد خلق به سوى حق از جهت اطاعت و فرمانبردارى دستور خداوند بود، كه بدان حضرت فرمود: ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة [١] دعوت با حكمت دعوت با برهان و دعوت با موعظه دعوت با خطابه و پند و اندرز مىباشد توضيح اين دو لفظ را در مقدمه كتاب ذكر كردهايم و فرق ميان حكمت و موعظه را نهادهايم.
[١] سوره نحل (١٦) آيه (١٢٥): با حكمت و موعظه نيك مردم را به راه خدا دعوت كن.