ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٤ - امام(ع) بويژگى چهارم خداوند بدين بيان«و لا مستنكف عن عبادته» اشاره فرموده
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى [١] آيه كريمه بر پردهپوشى گسترده و گذشت زياد و آمرزش گناهان گواهى مىدهد، تا آنها كه خردشان به دست شيطان سپرده شده، و ابليس آنها را به هلاكت افكنده، و آنان نيز تسليم شده و از مقاومت در برابر شيطان درمانده شدهاند با وجودى كه مىتوانستند به حق متعال متوسّل شوند. ولى پناه بردن به خداوند را جدّى نگرفتند و در برابر خواهشهاى نفسانى شكست خوردند. مأيوس نشوند هر چند آمرزش خداوند به نسبت توجّه و توسل افراد فرق مىكند، لكن آمرزش و عفو خداوندى عموميّت دارد. هر خردى اين حقيقت را تأييد و بدرستى آن گواهى داده، حكم مىكند، زيرا هر انسانى كه توجّه به خداوند داشته باشد، اميد خلاصى و بخشش را دارد، گر چه رهايى يافتن گنهكاران از عذاب خداوند، مطابق دلايلى كه در جاى خود بطور كامل نقل شده است، بعيد به نظر مىرسد. امّا همين كه فرموده، از رحمت خداوند نااميد نشويد، موجب پذيرش نيكى و مستلزم ثنا و سپاس مىشود.
(٩١٢٥- ٩١٢١)
امام (ع) بويژگى چهارم خداوند بدين بيان «و لا مستنكف عن عبادته» اشاره فرموده
كه دقيقا مفهوم آيات كريمه لا يَسْتَنْكِفُون عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَكْبِرُونَ؛ و لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ [٢] است.
اين مضمون كه از بندگى خداوند، خوددارى نمىشود؛ گواه بزرگى بر عظمت او بوده، و صرفا شايستگى حق متعال را اثبات مىكند؛ زيرا تنها خداست كه داراى كمالات مطلق است و هيچ جهت نقصى در ذاتش قابل تصوّر نيست، تا سبب خوددارى از پرستش وى شود و يا خود بزرگبينى را در برابر
[١] سوره زمر (٣٩) آيه (٥٣): اى بندگان من كسانى كه در باره خود اسراف ورزيدهايد از بخشش خداوند نااميد نگرديد.
[٢] سوره نساء (٤) آيه (١٧٢): هرگز مسيح و فرشتگان مقرب از بنده خدا بودن ابا و استنكاف ندارند.