ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٦ - امام(ع) دو، ويژگى ديگر حق تعالى را كه موجب حمد و سپاس مىشود، بدين عبارت الذى لا تبرح منه رحمة و لا تفقد له نعمة بيان كردهاند
پاسخ باشد آورده و فرمودهاند: اين شيرينى و سبزى براى دنيا هر چند سهل الوصول است، امّا ديرپا نيست و عاقبت مطلوبى هم ندارد. زيرا هر چيزى كه سود آنى داشته باشد، بخصوص براى افرادى كه عاقبتنگر نباشند و نعمت آنى را منظور نظر داشته باشند در نهايت مضرّ خواهد بود؛ و دنيا براى دنيا طلب چنين است. حضرت به همين معنا اشاره كرده، مىفرمايند: «دل دنيا طلب با محبّت آن آميخته مىگردد»؛ سپس امام (ع) لفظ «ناظر» را به اعتبار اين كه كلمه «خضرة» آمده و بمعنى سبزى است به كار بردهاند؛ زيرا سبزى از چيزهايى است كه چشم از آن لذّت مىبرد. بنا بر اين هر كس در به دست آوردن دنيا عجله كند و قلبش را با دوستى آن درآميزد، چون در نهايت از دنيا جدا مىشود، و براى عاقبتش سودى ندارد، بعذاب دائمى دچار خواهد شد؛ و در تاريكى ترس زندانى مىشود.
قرآن كريم بدين معنا اشاره كرده، مىفرمايد: مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً [١] (٩١٧٩- ٩١٦٠) پس از تذكّر مصايب دنيا دستور كوچ كردن از دنيا با برداشت بهترين زاد و توشه را مىدهد، زيرا راهى كه فراروى ما قرار دارد، و بايد پيموده شود، در نهايت سختى و دشوارى و مسيرى طولانى است، با توجّه باين كه زمان برداشت زاد و توشه نيز بسيار اندك است.
خواننده گرامى خدايت رحمت كند- از واژه ارتحال نبايد معناى كوچ كردن حسّى كه بمثابه انتقال چيزى از شخصى به شخص ديگر است برداشت كنى و نه از واژه «زاد» خوراكيهاى حيوانى را بدين دليل كه بسيارى از زاد و توشههايى كه به نظر ما نيكو و زيباست مورد نهى خداوندى است. منظور از كوچ معنايى است كه از تصوّر پيمودن راه آخرت به دست مىآيد.
[١] سوره بنى اسرائيل (١٧) آيه (١٨): آن كه دنيا را نخواهد ما سريعا آنچه را براى هر كس بخواهيم به وى مىدهيم سپس براى دنيا خواه جهنمى را قرار داده كه در آخرت با ملامت وارد آن شود.