ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٩ - شرح
قلب حيوان است. مقصود امام (ع) از حيوان چنان كه عرف مىفهمد غير انسان مىباشد. چون حيوان را بطور مطلق بيان كرده، بر هر حيوانى از جمله (الاغ) و جز آن قابل صدق است، زيرا ميان شخص نادان و حيوان از لحاظ صلاحيّت نداشتن هيچ كدام براى درك معارف و علوم و تمايل آنها به شهوات، كمال شباهت و مناسبت بر قرار است.
١٠- شخص فاسق، باب هدايت را نمىشناسد تا در آن گام نهد و نه باب باطل را تا از ورود در آن خوددارى ورزد. يعنى به دليل جهلى كه دارد راهنماى هدايت به راه حق را نمىشناسد تا آن راه را بپيمايد. اسباب دخول در باطل را هم تشخيص نمىدهد تا از آن بر كنار بماند.
علّت گمراهى چنين شخصى، جهل مركّبى است كه او را از طريق حق دور مىسازد و به باطل اعتقاد قطعى پيدا مىكند، وقتى كه بجاى حق، به باطل عقيده قطعى داشته باشد با اين وصف محال است، جانمايه دخول در جهل را بشناسد، و اين خود نوعى كورى است، كه پرهيز از باطل را ناممكن مىكند.
امام (ع) دارنده چنين اوصافى را مرده ميان زندگان دانسته است، زيرا حيات حقيقيى كه هر خردمندى طالب آن است امورى است كه شرائع و كتب الهى تحصيل آن را لازم دانستهاند و آن زندگى نفسانى است كه با تكميل فضائل اخلاقى موجب خوشبختى جاويد مىگردد. كسى كه از كمالات نفسانى بىبهره باشد، مردهاى واقعى است كه در ميان زندگان راه مىرود. چه بحقيقت دريافتهاى، كه جهل مركّب، مرگى است كه با حيات ضدّيت دارد. در حقيقت جاهل مرده است، امّا اين كه مرده در ميان زندههاست بدين سبب است كه به حيات طبيعى و عرفى زندگانى مىكند.