ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٨ - شرح
گروه) وقتى وارد مجلس وعظ و زهد شوند براى به دست آوردن دل جاهلان و تثبيت موقعيّت خود در ميان آنان وعدههاى آمرزش خداوندى از قبيل:
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا؛ و مانند آن را، براى بىخردان متذكر مىشوند، و بدين سان براى آنها عذاب سخت الهى و خطرات آخرت را، آسان و كم اهميّت جلوه مىدهند؛ و گناهانى را كه آنان مرتكب شدهاند كوچك مىشمارند؛ و در ذهن آنها وعده بخشش و كرم الهى را جاى مىدهند؛ و ميل طبيعى آنان به خواستههاى بيرون از حدّ شرعى را تهييج مىكنند، تا مرتكب محرّمات شوند.
ليكن عالم و دانشمند چنين نيست، زيرا هر يك از آيات بشارت دهنده و يا بيم دهنده را در جاى خود به كار مىگيرد، تا شنوندگان را ميان ترس و بيم نگاه دارد و در نتيجه آنها غرق لذّت زود گذر و فانى دنيوى به اميد وعده الهى نشوند و نيز با توجّه به عذاب اخروى و وعيد الهى از رحمت حق مأيوس نگردند.
(١٤٧٥٨- ١٤٧٢٣) ٧- شخص فاسق به زبان مىگويد: دست به امور شبهه ناك نمىزنم، يعنى وقتى كه در برابر امرى قرار گيرم كه شبههناك است، پا پيش نخواهم گذاشت.
ولى در عمل داخل شبهه قرار گرفته و مرتكب حرام و مال شبههناك مىشود و اين بدان جهت است كه نادان است و امور شبههناك را تشخيص نمىدهد.
٨- بدكار، مدّعى است كه از بدعتها دورى مىكند. (امورى كه مخالف قوانين شرعى باشند بدعت ناميده مىشوند) ولى بر خلاف ادّعايش، در ميان بدعت مىخوابد.
«خوابيدن در ميان بدعت»، كنايه از غوطهور شدن در آن مىباشد كه امام (ع) بصورت استعاره بالكنايه به كار برده است. غوطهور شدن در بدعتها نيز به دليل جهل به اصول شريعت و چگونگى انشعاب فروع از اصول مىباشد.
٩- (با در نظر گرفتن ويژگيهاى فوق) صورت شخص فاسق انسان و قلبش