ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٦ - قوله عليه السلام أنا حجيج المارقين
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا [١]؛ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ [٢]؛ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً [٣].
در قرآن آيات فراوانى بدين معنى آمده است.
امام (ع) لفظ «لسان» را از باب اطلاق اسم سبب بجاى مسبّب براى وعظ مجاز آوردهاند.
(١١٩٥٣- ١١٩٣٥)
قوله عليه السلام: أنا حجيج المارقين:
منظور از «مارقين» تمام كسانى هستند كه از دين خارج شده باشند و مقصود از «خصيم المرتابين» يعنى آنان كه با شكّ و شبهه و بدون دليل قتل عثمان را به آن حضرت نسبت مىدادند. قول ديگر اين است كه مراد شك كنندگان در باره درستى دين يعنى منافقان مىباشند.
قوله عليه السلام: و على كتاب اللّه تعرض الأمثال الى آخر اين فراز از سخن امام (ع) اشاره به دليلى است كه بر عليه آنها اقامه كرده و به علّت اين تهمت نادرست آنها را خصم و دشمن خود مىداند. شرح استدلال كلام حضرت چنين است.
هر عمل منكرى كه از انسان صادر شود، بايد نشانهاى از گفتار، كردار و يا اعتقاد بر صدور آن وجود داشته باشد. در مورد اتّهام بنى اميّه و نسبت قتل به امام (ع) بايد گواهى از گفتار يا كردار و يا نيّت باطنى آن حضرت بر ارتكاب قتل، در دست بنى اميّه مىبود تا مىتوانستند ادّعا كرده آن بزرگوار را متّهم نمايند، و چون بنى اميّه شاهدى كه حاكى از اثبات ادّعايشان باشد، در اختيار نداشتند و
[١] سوره حجرات (٤٩) آيه (١٢): برخى ظن و پندارها معصيت است ... و هرگز غيبت يكديگر را روا مداريد آيا دوست داريد كه گوشت برادر مرده خود را بخوريد.
[٢] سوره حجرات (٤٩) آيه (١٢): برخى ظن و پندارها معصيت است ... و هرگز غيبت يكديگر را روا مداريد آيا دوست داريد كه گوشت برادر مرده خود را بخوريد.
[٣] سوره احزاب (٣٣) آيه (٥٨): و آنان كه مردان و زنان با ايمان را بىتقصير بيازارند بترسند كه دانسته گناه و تهمت بزرگى را مرتكب شدهاند.