ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٤ - سپس مىفرمايند الا و انه سيأمركم بسبى الى آخره؛
انسانها را به عالم جسمانى فرستاد و از آنها پيمان بندگى گرفت و آنها را به روش عدالت و پيمودن راه راست استوارى و استقامت بخشيد.
مقصود از بيان سابقه اسلامى خود و هجرت، فرمانبردارى و اطاعت رسول خدا (ص) در پذيرفتن دين و همراهى با پيامبر و هجرت با آن بزرگوار مىباشد، كه در تمام اين مراحل به فطرت خدادادى خود پايدار مانده، و نفس خود را به هيچ يك از صفات پست، هيچگاه آلوده نساخت.
امّا در زمان خردسالىاش به دليل روايت، معروف كه: «هر نوزادى بر فطرت خداشناسى متولّد مىشود.» و امّا پس از دوران خردسالى از فطرت خداشناسى خود دور نشد، بدين دليل كه رسول خدا (ص) سرپرستى و تربيت و تزكيه نفسانى او را، در كسب دانش و وارستگى، از دوران كودكى تا به هنگامى كه رحلت فرمود، بر عهده داشت. ما قبلا اين موضوع را مفصّلا شرح داديم، و امام (ع) در گفتار بعدى خود، به چگونگى اين تربيت خواهند پرداخت.
آمادگى لازم و پذيرش نفسانى آن بزرگوار براى انوار مقدس الهى، چيزى بود كه با سرشت آن حضرت عجين و جزء واقعيت وجوديش شده بود؛ بدان درجه كه هيچ يك از صحابه رسول خدا به آن مقام و مرتبت ارتقا نيافتند.
با توجّه به اين حقيقت بخوبى روشن شد كه شخصيّتى بدين مقام و منزلت، از خلفا و اولياى خداوند خواهد بود. بيزارى جستن از چنين شخصيّتى به منزله بيزارى جستن از خدا و رسول اوست و لازم است كه از چنين كار زشتى دورى شود.