ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣٩ - شرح
[خطبه] (١٠٩٣)- ٩٣
بخش اول از خطبههاى ديگر آن حضرت (ع) است كه در توصيف خداوند متعال و اوصاف پيامبر (ص) ايراد فرموده است.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ فَلَا شَيْءَ قَبْلَهُ- وَ الْآخِرِ فَلَا شَيْءَ بَعْدَهُ- وَ الظَّاهِرِ فَلَا شَيْءَ فَوْقَهُ- وَ الْبَاطِنِ فَلَا شَيْءَ دُونَهُ (١٨٥٦١- ١٨٥٤١)
[ترجمه]
«سپاس خداوندى را سزاست كه اوّل است، پس هيچ چيز قبل از او نيست (منشأ ايجاد همه چيز اوست او خالق و همه چيز مخلوق اوست) او پايان همه چيز است پس هيچ چيز پس از او نخواهد بود (رجوع همه چيز در آخرت بسوى اوست). خداوند آشكارى است كه هيچ چيز بدان وضوح نبوده و در جلا به مرتبه او نمىرسد. او باطن است، پس چيزى در نزديكى با حقايق همچون او نيست (او در لطافت وجود باطن بحساب آمده و از ادراكات بدور است، پس هيچ چيز به پوشيدگى و خفاى او نيست)».
[شرح]
(١٨٥٦١- ١٨٥٤١) امام (ع) خداوند سبحانه تعالى را به چهار اعتبار: اوليّت- آخريّت- ظاهريّت و باطنيّت ثنا گفته است؛ و هر يك از صفات ياد شده را در بيان نهايت كمال تأكيد آورده است.
كمال اوليّت را به نبودن هيچ چيز قبل از خداوند و كمال آخريّت را به