ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٥٢ - با عبارت«غير مقنوط من رحمته» به اولين خصوصيت ذات مقدس حق تعالى
و جز او كسى اهليت معبود بودن را ندارد. آرى او خداوندى است كه نعمتش زوال نمىپذيرد و رحمتش را از كسى دريغ ندارد.
دنيا سرايى است كه نيستى و فنا براى اهلش مقرر شده و خروج از آن حتمى است. دنيا شيرين و سرسبز مىنمايد (ولى در باطن تيره و تلخ است) و با شتاب به سراغ اهلش آمده و در دل دنيا خواهان، جا باز مىكند. با بهترين زاد و توشه آخرت از اين دنيا كوچ كنيد و بيشتر از نياز روزمرّه خود از دنيا نخواسته و فزونتر از آنچه به شما رسيد طلب نكنيد. زيرا افزون طلبى انسان را به حرام و هلاكت مىكشاند.»
[شرح]
(٩١٠٢- ٩٠٨٣) به نظر من (شارح) اين خطبه بخشى از يك خطبه طولانى است كه حضرت آن را روز عيد فطر ايراد فرموده است و بين فرازهاى اين خطبه پيوستگى نيست، بلكه ميان واژه نعمت و الدّنيا فرازى طولانى بوده كه در اين خطبه ذكر نشده فصل ديگرى در همين خطبه و بدين عبارت امّا بعد فانّ الدّنيا قد ادبرت پس از اين فصل بود كه ما به لحاظ طولانى شدن از آوردن آن خوددارى كرديم.
با اعتبار و ملاحظه شش حالت، امام (ع) خداوند را سزاوار حمد و ستايش دانسته و انسانها را متوجه اين حقيقت كرده (٩١١٠- ٩١٠٥) و
با عبارت «غير مقنوط من رحمته» به اولين خصوصيّت ذات مقدس حق تعالى
كه در اين آيه كريمه: وَ رَحْمَتى وَسِعَتْ كل شَىء [١] آمده اشاره فرموده است و آيه كريمه ديگر كه: يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ [٢]. اين ويژگى حق تعالى، چيزى است كه عقل آن را اثبات مىكند. زيرا بنده بهنگام دريافت توجّهات خداوندى و دستيابى به نعمتهاى الهى، ارتباط تمام موجودات را جزئى و كلّى به مدبّرى
[١] سوره اعراف (٧) آيه (١٥٦): رحمت من همه موجودات را فرا گرفته.
[٢] سوره يوسف (١٢) آيه (٨٧): از رحمت خداوند نوميد مباشيد كه هيچ كس جز كافران از رحمت خداوند نوميد نيست.