ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤١ - شرح
عاقل نيست تا نفع خود را به كسى اختصاص دهد).
در عبارت ديگر امام (ع) كه فرمود: «دنيا تازيانه و شمشيرش را از مردم بر نمىدارد» نيز نسبت مجازى است و كنايه از شكنجه و قتلى است كه بنى اميّه در دوران حكومت خود بر مردم روا مىدارند. لفظ سبب را به جاى مسبّب به كار بردهاند، اعمال خشونت بار بنى اميّه به زمان آنها نسبت داده شده است (كنايه در اداى مقصود از تصريح گوياتر است.)
(پس از بيان ظلم و تعدّى بنى اميّه) امام (ع) گمان كسى كه پندارش بر ادامه و استمرار حكومت بنى اميّه باشد، تكذيب كرده، دوران فرمانروايى آنها، و لذّت بردن از حكومتشان را ناچيز شمرده، و كلمه «مجّة» را براى بيان اين تحقير استعاره آورده است، و به كنايه مىفرمايد: دوران خوش گذرانى آنها به كوتاهى نوشيدن يك جرعه آب است كه هنوز تمام آن از گلو فرو نرفته است. دوران فرمانروايى بنى اميّه پايان مىيابد و تمام آبى را كه براى فرو بردن بدهان برده بودند ناگزير، بيرون مىريزند.
سپس امام (ع) براى تأكيد بر زوال حكومت بنى اميه مىفرمايد: «تمام آنچه بدهان برده بودند بيرون افكنند» كنايه از اين است كه فرمانروايى آنها بزوال كامل مىانجامد. كوتاهى دوران فرمانروايى بنى اميه را بطور استعاره به لقمهاى از غذا تشبيه كرده است، كه هنوز طعم آن را نچشيده است از دستشان خارج مىشود.