ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٢ - قوله عليه السلام و لم يكن فيها جور الا على خاصة
و پيكار وقتى بر آن حضرت لازم بود كه فتنهاى بر عليه اسلام برمىخاست.
اگر گفته شود كه در زمينه ترك نزاع و رقابت امام (ع) بر سر خلافت دو اشكال مىشود:
اوّل آن كه چرا امام (ع) لازم بود كه رقابت داشته باشد، با اين كه منصب خلافت مربوط به امور دنيا و ويژگيهاى آن مىباشد، در صورتى كه آن حضرت در زهد، اعراض از دنيا، ترك و بدگويى آن مشهور است.
دوم آن كه در آغاز خلافت به لحاظ ترس از برپا شدن فتنه و آشوب رقابت را ترك كرد و خلافت را به ديگران واگذاشت! چرا به همين دليل خلافت را به معاويه و يا طلحه و زبير واگذار نكرد تا فتنه برپا نشود؟! در پاسخ اشكال اول مىگوييم: جانشينى رسول خدا (ص)، هر چند اصلاح امر دنيا را در بردارد، امّا منصب و مقام دنيائى نيست. اصلاح امر دنيا نيز نه به اين دليل كه دنياست، بلكه چون، كشتگاه آخرت است و مقصود از اصلاح دنيا نظام بخشيدن به حال مردم در معاش و معادشان مىباشد. پس رقابت در امر خلافت براى امام (ع) از امور مستحب بوده است به خصوص هرگاه اعتقاد بر اين باشد، كه غير امام شايستگى برآمدن از عهده اين امر را نداشته است. و لذا گفتن اين كه رقابت امام در امر خلافت به لحاظ زهد و تقوى، جايز نبوده سخن نادرستى است.
در پاسخ بخش دوّم سؤال مىگوييم: فرق ميان خلفاى سهگانه اوّل و معاويه در اجراى حدود الهى و عمل به مقتضاى امر و نهى خداوندى، روشن است! معاويه به هيچ يك از مسائل و حدود الهى پايبند نبود، بنا بر اين مقايسه اين دو مورد با يكديگر صحيح نيست.
(١١٨٨٠- ١١٨٧٣)
قوله عليه السلام: و لم يكن فيها جور الّا علىّ خاصّة
اين كلام امام (ع) نسبت به ستمى كه بر آن حضرت روا داشته شد، نوعى دادخواهى است، كه بطور