ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٧ - قوله عليه السلام ما لهم قاتلهم الله
حقيقت است، كه هر دو گروه، به دو نوع نادانى گرفتارند:
١- به عواقب بد فريبكارى آگاه نيستند ٢- بين نيرنگ و زيركى فرق نمىگذارند.
ميان فريبكارى و زيركى اشتراك مفهومى برقرار است. توضيح مطلب اين است كه فريبكار، براى رسيدن بمقصود نامشروع و چارهجويى در دستيابى به خواست خود، به زرنگى و هوشيارى نيازمند است؛ چنان كه شخص زيرك براى رسيدن بمقصود خيرخواهانه و جهات مصلحت به هوشيارى، زرنگى و درست انديشى احتياج دارد؛ بنا بر اين هم شخص فريبكار و هم فرد زيرك، به هوشيارى و زرنگى نيازمندند، امّا فريب كار براى استنباط انديشهاى كه مبتنى بر حيله است تلاش مىكند هر چند، با قوانين شريعت مخالف باشد، و مصالح كلّى را در رابطه با مصلحت جزئى پايمال كند.
ولى مرد زيرك و دورانديش، استنباط راه بهتر را براى نظام مبتنى به مصالح جهان و توافق با قوانين شرع انجام مىدهد. چون فرق گذارى ميان اين دو معنى بسيار دقيق بوده است، فريبكاران فريبكارىشان را، بجاى زيركى قرار دادهاند. و نادانان آنها را چارهساز خوبى به حساب آوردهاند.
امام (ع) حيلهبازان را در انجام فريبكارى به خوب حيله كردن متّصف كردهاند، زيرا آنان چنان فريبكارى را دقيق انجام مىدادند كه همگان آن را زيركى به حساب مىآوردند. حضرت بصراحت اين نوع فريبكارى را به عمرو عاص و مغيرة بن شعبه و امثال آنها نسبت داده است. آنها فريبكارى مىكنند بىآنكه بدانند چارهجويى در امر فريبكارى، آنها را به پستى رذالت و ستمگرى مىكشاند، و هيچ حسنى در حيلهاى كه منجر به سستى شود نيست.
(٨٧٩٦- ٨٧٦٤)
قوله عليه السلام: ما لهم قاتلهم اللّه
در پايان خطبه حضرت كوفيان را نفرين كرده مىفرمايد: آنها را چه مىشود؟ خداى بكشدشان. اين كلام حضرت