ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩ - فان المرء المسلم و معه دينه و حسبه
(٥٣٤٢- ٥٢٧٤)
فانّ المرء المسلم ... و معه دينه و حسبه
شارح بزرگوار طبق معمول بدوا اعراب بعضى از كلمات را بيان كرده مىفرمايند: «ما» در «ما لم يغش» بمعنى زمان و مدت، و «كالفالج» خبر «انّ» است. فعل تظهر صفت است براى دناءة فعل فيخشع اگر بر معنى لغوى كلمه، به معنى خشوع كه فروهشتن چشم و طمأنينه است حمل شود، لزوما فعل يخشع به فعل «تطهر» عطف مىگردد. و اگر به معناى عرفى كلمه، كه خضوع در برابر خداوند و ترس از عدل الهى است، در نظر گرفته شود، فا در اوّل فعل يخشع، به معنى ابتدائيّت به كار رفته، و معناى جمله فرق مىكند. كلمه «ياسر» بمعنى قمارباز، صفت است براى «فالج» كلمه «اذا» براى مفاجات (كه بيان عمل ناگهانى را مىكند) به كار رفته است [١].
امير المؤمنين (ع) پس از برحذر داشتن و نهى از در افتادن به ضلالت و گمراهى، لغزش و بدخواهى، نسبت به صاحبان جاه و مقام و نعمت، بر آن شدهاند، تا بركنارى از رذايل اخلاقى را بيشتر توضيح دهند، تنفّر و دورى از كارهاى زشت را شدّت بخشند، و آراسته شدن به صفات حسنه و تزكيه نفس را توصيه كنند. بيان اين حقيقت را ضمن يك تشبيه و تقسيم چنين گوشزد مىفرمايند:
فأنّ المرء المسلم ...
مرد مسلمانى كه به اين دليل كار پست و بىارزشى را- كه لزوما مخفى نمىماند و روزى آشكار مىشود- رها مىكند. با ترك كار پست اخلاقى جانش را از آلودگى به فساد اخلاق باز مىدارد، چرا كه مرتكب خلاف، هرگاه، عمل زشتش، در ميان مردم بازگو شود، موجب شرمسارى و سرافكندگى و ملامت مىگردد، بعلاوه سبب ترغيب و تشويق فرومايگان بىبندبار و ناآگاهان جامعه
[١] هر چند دو كلمه «ياسر» و «فالج» وزن فاعلى داشته و صفت به حساب مىآيند ولى بهتر است كه فالج را صفت ياسر بگيريم از باب تقديم صفت بر موصوف معنى چنين مىشود. قمارباز پيروز.- م.