ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥٢ - فرموده است و علموا الى قوله سدى،
(١٠٦٥٩- ١٠٦٥٤)
آن گاه فرمودهاند: كونوا قوما صيح بهم فانتبهوا،
«شما از كسانى باشيد كه به نداى ندا دهنده دقّت كرده بيدار شويد» اين بيان امام (ع) براى توجّه دادن انسانها به منادى حق تعالى است، يعنى زبان شريعت و ندايى كه از دل طبيعت برخاسته و گوش جان، آن را مىشنود.
(١٠٦٧٧- ١٠٦٦٠)
فرموده است: و علموا الى قوله سدى،
براى آگاهاندن انسانها به اين حقيقت است كه دنيا خانه پايدارى براى آنها نيست، تا اعتمادى بدان پيدا نكرده، آماده بيرون رفتن از دنيا شوند، سپس دستور تبديل دنيا به آخرت را مىدهند، تا يادآور شوند، در صورتى كه آخرت مىتواند عوض از دنيا باشد، واجب است كه به آخرت توجّه شود. و با اين بيان كه خداوند شما را بيهوده نيافريده. وجوب عمل براى آخرت را ثابت مىكند، زيرا انسانها براى جايگاهى فراتر از دنيا خلق شدهاند.
(١٠٧٠٢- ١٠٦٧٩) و سپس حضرت به آنچه كه ميان هر يك از انسان با بهشت يا دوزخ فاصله است اشاره كرده مىفرمايد: ما بين احدكم ... اين عبارت امام (ع) براى تعيين آن حقيقتى است كه مردم براى آن آفريده شدهاند و وعده رسيدن به آن را دريافت داشتهاند. و تنها حايل ميان انسانها و آن وعدهگاه، مرگ است.
برخى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند: اين كلام امير المؤمنين (ع)، آنچه را حكما در باره بهشت و جهنّم تفسير كردهاند. تأييد و اصلاح مىكند حكما معتقدند كه بهشت به معارف الهى و لوازم آن و دوزخ به محبّت دنيا و نيل به لذّات آن باز مىگردد. قرارگيرى خصلتهاى پست در جوهر و حقيقت نفس و علاقه شديد به آنها سبب مىشود كه پس از جدا شدن جان از تن، نفس با همان صفات مكتسبه باقى مانده، و قدرت برگشت و تدارك روشنايى را نداشته باشد.
چنان كه شخص از همسايگى معشوق و لذّت بردن از آن، به جايگاهى سياه و تاريك منتقل گشته، و امكان بازگشت به جايگاه اوّل را نداشته باشد.
خداوند متعال تقاضاى پشيمان شدهها را چنين بيان مىفرمايد: قالَ رَبِّ^