ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥٧ - ٧ - ماتحا فى غرب هواه
به جوانى، ميان سالى، و پيرى تقسيم كردهاند.
٥- توصيف كردن امام (ع) قلب را به «حفظ» و زبان را به «گفتار» و چشم را به «نگاه» به منظور فايدهاى است كه بر هر يك از قلب و زبان و چشم مترتّب است. و سپس به فايده نهايى اين اعضا اشاره كرده مىفرمايد: فايده اين اعضا اين است كه انسان از مشاهده نعمتهاى الهى دلايل يگانگى خدا و ديگر اوصاف جلال و جمال او را بفهمد و فضايل نفسانى خود را به كمال برساند، و از امور ناروا خوددارى كند. بدين توضيح كه از ورود در امور ناپسند روزگار بر حذر باشد و از انجام كارهاى ناروا عبرت بگيرد و از آنها دورى جويد.
(١٣٥٥٠- ١٣٥٣٩)
٦- قوله عليه السلام: حتّى إذا قام اعتداله و استوى مثاله نفر مستكبرا الى آخر.
«آن هنگام كه انسان قامت موزونى يافت، و جوانى برومند گرديد، خودبين و متكبّر مىگردد» بعضى از شارحان بر اين اوصاف كه امام (ع) براى انسان بر شمرده است اعتراض كرده و گفتهاند: بسيارى از افراد، داراى اين اوصاف خودبينى و تكبر نيستند، بنا بر اين فرموده امام (ع) عموميّت ندارد.
در پاسخ اين اعتراض بايد گفت: روى سخن امام (ع) به انسان مطلق است كه در حكم موجبه جزئيه و مثبت حكم جزئى است و شامل عموم انسانها نمىشود. هرگاه حكمى بصورت مطلق آورده شود، در باره بعضى از افراد قطعا صادق خواهد بود. و آن بعضى همان گناهكارانى هستند كه روى سخن امام (ع) با آنهاست و مصداق واقعى كلام آن حضرت مىباشند؛ و آنها را بدين بيان توبيخ مىكند. در ضمن ديگران را توجّه به وجوب و استمرار شكرگزارى خداوند داده، از آنها مىخواهد كه فرامين حق را امتثال كرده و از آنچه خداوند نهى فرموده دورى جويند.
(١٣٦٢٣- ١٣٥٥١)
٧- ماتحا فى غرب هواه
امام (ع) لفظ «غرب» را براى هواى نفسانى