ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٨٣ - قوله عليه السلام فاتقوا شرار النساء و كونوا من خيارهن على حذر
ايجاد شر است به دورى گزيدن از آنها بدينسان دستور مىدهد، كه: بايد از زنهاى بد ترسيد، و از آنها هراسناك بود و به آنها نزديك نشد. و از زنهاى خوب هم پرهيز داشت.
از كلام امام (ع) چنين فهميده مىشود كه معاشرت با زنهاى خوب اشكال ندارد، در صورتى كه انسان بخواهد همسرى داشته باشد، ناگزير است زن خوبى كه اميد خير در وجودش باشد انتخاب كند، ولى در هر حال بايد فاصله خود را از نظر مديريّت خانه، و برخورد زندگى حفظ كرده مواظب باشد كه به دام خواستههاى بيجاى او گرفتار نيايد. چه زن خوب در مقايسه با زن بد، خوب است نه بطور مطلق، بنا بر اين در امور مجاز و معروف اطاعت زن را نكند، تا در منكرات به او طمع نبندد و مرد را به گناهكارى دچار نسازد. يعنى نبايد هر چه زن خواست و دستور داد، هر چند از نظر شرع اشكالى نداشته باشد بلكه مستحب هم باشد انجام داد و در اكرام و احسان زن زيادهروى كرد زيرا همين طاعت و فرمانبرى در امور صواب و معروف بتدريج انسان را به مشورت با وى در امور غير مجاز وامىدارد.
همواره مرد بايد تسلّط خود بر زن را حفظ كند، اگر كار نيكى را انجام مىدهد به اين دليل باشد كه كار نيكى است، نه چون همسرش دستور داده است انجام مىدهد.
زيادى اكرام زنان خود نوعى شهوتپرستى و دخول در شر مىباشد. اكرام زياد باعث مىشود كه او جرئت پيدا كند. و از مرد بخواهد به گشت و گذار بپردازند. زيور و تجملات خود را به رخ ديگران بكشد و ... در اين صورت است كه عقل مرد مغلوب شهوات زن مىشود. مثل مشهور است كه عربها مىگويند، به بندهات پاچه گوسفند مده كه به ران گوسفند طمع مىبندد. از رسول گرامى اسلام (ص) روايت شده است كه روز عيدى خطبه خواند و به صفى كه زنها