ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٦ - در فصل سوم امام(ع) از اين جمله دعاء كه اللهم افسح تا آخر، امورى را از خداوند متعال، و به شرح زير مسئلت مىكند
(١١٧٦٦- ١١٧٤١) در پايان خطبه امام (ع) با اين عبارت كه «اللّهم اجمع» از خداوند مىطلبد كه ميان او و پيامبر (ص) روز قيامت در امورى انس و الفت برقرار نمايد به قرار زير:
١- «برد العيش»: يعنى، خوشى بيدردسر، بدين مفهوم كه امام (ع) و پيامبر در كنار هم زندگى خوشى داشته باشند. وقتى عرب مىگويد. «عيش بارد» كه هيچ نوع زحمت جنگ و دشمنى ... وجود نداشته باشد، چنين زندگى در قيامت به معناى بهرهگيرى از بهشتى است كه هيچ رنج و زحمتى در آن وجود ندارد.
٢- نعمت پايدار ارزانى دارد، يعنى نعمت پابرجا و غير قابل زوال كه همانا بهشت و محضر خداوندى باشد.
٣- تمام خواستههايشان را برآورده گرداند، يعنى آنچه كه نفس از تمنيّات مىطلبد و خوشيهاى لذّتبخش كه نعمتهاى ابدى باشند عنايت كند.
٤- نهايت آرامش و دورى از رنج را برايشان فراهم آورد. منظور از اطمينان نفس، آرامش فراوان نفس به خوشيهايى كه جداى از حق و از بين رفتن انس با ساكنين قرب خدا نباشد. و به دور از گرفتاريهائى كه مشابه گرفتاريها و آفتهاى دنياست صورت نپذيرد.
٥- هديههاى بزرگوارانهاى به آنان عطا فرمايد.
منظور از «تحف الكرامة» ميوههاى بهشتى است كه شاخههاى آن پايين آمده و نزديك اهل بهشت قرار دارد. آرى هدايايى كه خداوند براى اولياى خود مقرر فرموده است، تاكنون هيچ چشمى نديده، و هيچ گوشى نشنيده و حتّى بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است.