ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٩ - قوله عليه السلام و لا ترخصوا لأنفسكم الى قوله المعصية
لزوم پرداختهاند و براى زياده رويهاى غير مجاز تأويل و توجيههائى هم ذكر كردهاند، بدين خيال كه اين توجيهات آن اعمال را در شريعت جايز كرده و زمينه را براى پيروى از هواى نفسشان آماده مىكند. مانند غيبت ديگران و حضور يافتن در مجلس گناهكاران، و رفاقت و همنشينى با ستمگران كه از اين قبيل امورند.
قاعده كلّى در اين باب اين است، كه انسان، دائره امور مباح را كه انجامشان از نظر شرع اشكال ندارد، چنان وسيع بگيرد كه به امور مكروه سرايت كند. و سپس بدين گمان كه انجام كارهاى مكروه كيفر ندارد، خواستههاى نامطلوب شخص او را به انجام كارهاى مكروه وابدارد و سر انجام همين اهميّت ندادن به مكروهات او را بر انجام محرّمات جرى كرده، محرمات و امور ممنوعه را هم انجام مىدهد. دليل اين مطلب روشن است. هنگامى كه عقل از نفس امّاره در دستورهاى نابجايى كه به او مىدهد پيروى كند، آهسته آهسته او را به كارهاى زشت وادار مىكند، تا حدّى كه ديگر، به دليل علاقهاى كه بر انجام حرام پيدا كرده، از آن نفرت نداشته و آن را ناروا نمىداند. شك نيست كه انجام بعضى از كارهاى حرام، شخص را بر ارتكاب پارهاى ديگر از محرمات، جرى مىسازد، و بتدريج كارش بجايى مىرسد كه حدود شرع را زير پا مىنهد و بدام شيطان گرفتار آمده، دست به محرّماتى مىزند، كه عقوبتى جز هلاكت و نابودى ندارد.
براى بيان همين مقصود است كه در خبر آمده: «هر كه به محرمات نزديك گردد، بيم آن هست كه در آنها واقع شود». عرفا قلب انسان را به حصار و شيطان را به دشمنى تشبيه كردهاند كه مىكوشد بدان وارد شود. دفع چنين دشمنى، جز به نگهبانى كامل و بستن درهاى حصار و پاسدارى مداوم و مستمر ممكن نيست، فرض اين است كه اين حصار درهاى بىشمارى دارد. انجام محرمات، سهل انگارى نفس در امور مباحه و وارد شدن در كارهايى كه شبههناك باشند، از درهاى بزرگ اين حصارند، و توان دخول شيطان از همين درها بيشتر و آسانتر