ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٠ - فرمايش حضرت ما لى و لقريش؟،
در درون خود چنان مخفى مىكند، كه حق تشخيص داده نشود. مانند حيوانى كه گوهر پرارزشى كه از خود آن حيوان بيشتر ارزش داشته و مفيدتر باشد، فرو برد، در اين جا ناگزير بايد شكم آن حيوان را براى در آوردن دانه قيمتى شكافت و آن دانه پر بها را در آورد.
(٧٧٨٣- ٧٧٧٢)
فرمايش حضرت: ما لى و لقريش؟،
به عنوان پرسشى انكارى كه چه چيز سبب اختلاف بين ما شده است مطرح گرديده. بدين معنى كه قريش به چه دليل فضيلت و برترى آن حضرت را منكر شدهاند و با اين عبارت راه را بر بهانه تراشيهاى آنها براى جنگ مىبندند. بدين توضيح كه قريش دليل براى به راه انداختن اين كارزار را ندارند. و بعد مىفرمايند: «من در آن زمان كه كافر بوديد با شما جنگيدم» اين سخن حضرت اولا اظهار حقّ و منّتى است بر آنان كه وسيله اسلام و ايمانشان را در آغاز فراهم آورده و بدين و ديانت راهنمايشان شده است؛ ثانيا آنها را سرزنش مىكند كه مرام كفر داشتهاند، وقتى كه امام ايمان داشته و در راه دين مىكوشيده است تا با اين تذكّر و يادآورى، به فضيلت و برترى آن حضرت اقرار كرده و نعمتهاى خداوند را كه به وسيله آن جناب، بدانها رسيده به خاطر آورند، و از رويارويى باطلى كه عبارت از آشكارا انكار كردن مقام خلافت امام (ع) است شرم كنند. چه اين كه اگر آنها به انجام كارهاى زشت مبادرت ورزند و خود را سزاوار آن بدانند حضرت هم جلوگيرى از انجام كارهاى خلاف آنها را در حال حاضر وظيفه خود مىداند، چنان كه در صدر اسلام اينان را از خلافكارى باز مىداشت و هدايتشان مىكرد. عبارت ديگر حضرت كه «با فريب خوردگان پيكار كردم» نيز براى تهديد دشمن آورده شده است.
به روايتى جمله حضرت به صورت فعل مضارع آمده و عبارت چنين است: و لا قاتلنّهم مفتونين، «حتما با فريب خوردگان پيكار خواهم كرد.» در اين صورت تهديد مسلّمى است، كه پيكار با آنها به دليل آشوبگرى و گمراهى در