ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٢٣ - قوله عليه السلام و وجهه لوجهته الى قوله الى غايته
دعوتش را پذيرفتند. آفريدهاى نبود كه در آفرينش درنگ و سستى كند و انجام فرمانش را به تأخير اندازد. خداوند كجى و اعوجاج اشيا را راست گردانيد و حدودشان را واضح و روشن قرار داد. با قدرت قادر بيچون ميان اضداد الفت افتاد (بطورى به هم پيوستند كه گسستنى در كارشان نيست) در ميان انواع گوناگون آفريدگان كه از حيث حدّ و اندازه، غريزه و هيئت (خلق و خوى، هيكل) با هم مختلف بودند، آن اسباب (عشق و ميل و جذب) را بر قرار كرد (تا بدينوسيله حيات و نظام اجتماع تشكيل) وه كه چه شگفت و محكم است صنعت خلقت خلايق كه آفريدگار جهان آنها را طبق ميل و اراده خويش ابداع و ايجاد كرد»!
[شرح]
(١٦١٥٩- ١٦١٥٥)
فقوله عليه السلام: قدرّ ما خلق فأحكم تقديره
اين جمله امام (ع) اشاره به اين است كه هر مصنوعى و مخلوقى در وجود برابر حكمت الهى اندازهگيرى دقيق شده است، بدان حد كه اگر از مقدار معيّن فزونى گيرد و يا نقصان پيدا كند در مصلحت آن شيئى خللى پديد مىآيد و منفعت مقرّر بر وجود آن دگرگون مىشود.
(١٦١٦٣- ١٦١٦٠)
قوله عليه السلام: و دبّره فألطف تدبيره:
هر شيئى را برابر ارزش و مصلحت وجودىاش بيافريد، و با ظرافت و باريك بينى خاصّى در همه ذاتيّات و اوصاف آن تصرّف كرد، و بدون آن كه كسى جز خداوند بر آن آگاهى و اطّلاعى داشته باشد، تمام تغييرات لازم كلّى و جزئى را در باره آن موجود بانجام رساند.
(١٦١٧٧- ١٦١٦٤)
قوله عليه السلام: و وجّهه لوجهته الى قوله الى غايته:
تمام استعداد شيء موجود را به وى افاضه كرد، و براى هدفى كه آن را آفريده بود آمادهاش ساخت؛ و چون سرنوشت معيّنى در لوح محفوظ برايش رقم خورده بود، از جايگاه معلومى كه مقرّر بود بدان برسد تجاوز نكرد. يعنى نه از سر منزل معلوم و مقصود فراتر گام نهاد و نه در كمتر از آن حد توقّف كرد. چه اگر غير از اين انجام مىگرفت در علم