ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٤٣ - قوله عليه السلام و صمته لسان
اهل آن كه ذليل و خوار بودند عزيز و مشركين طرفداران شرك را كه عزيز بودند ذليل ساخت.
در كلام امام (ع) ميان كلمات تفريق و تأليف، عزّت و ذلّت و ... حكم مقابله و مطابقه برقرار است. (در مقابل تاليف تفريق، و در مقابل عزّت ذلّت و در برابر اعزاز اذلال را به كار برده است)
(١٨٦١٤- ١٨٦١٣)
قوله عليه السلام: و كلامه بيان
يعنى مشكلاتى كه از احكام و دستور العملهاى كتاب الهى به نظر مىرسيد تغيير و تبيين كرد چنان كه خداوند متعال مىفرمايد:
بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا؛ تا آنچه را براى مردم فرو فرستادهايم بيان نموده و توضيح دهد.»
(١٨٦١٧- ١٨٦١٥)
قوله عليه السلام: و صمته لسان
امام (ع) لفظ «لسان» را براى سكوت پيامبر استعاره به كار برده است وجه تشبيه اين است كه سكوت پيامبر (ص) از دو جهت به معناى بيان و توضيح است.
١- پيامبر از بيان آنچه شايسته گفتن نبود خوددارى مىكرد. از سكوت رسول خدا (ص) مردم در مىيافتند كه نبايد پيرامون موضوعى كه پيغمبر سكوت كرده است حرفى زد.
٢- صحابه پيامبر طبق عادتهاى گذشته خود اگر كارى را انجام مىدادند و پيامبر در زمينه كار آنها سكوت اختيار مىكرد و آنها را از ارتكاب نهى نمىفرمود، مىفهميدند كه انجام چنان كارى جايز است. پس سكوت رسول خدا (ص) براى آنها در حكم بيان عمل مجاز بود. در حقيقت سكوت پيامبر (ص) به زبانى كه روشنگر احكام الهى باشد شباهت داشت. (سكوتى كه از هر فريادى رساتر و گوياتر بود)