ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٢ - قوله عليه السلام و أيم الله الى قوله انفراج الرأس
است. و نيز در مذمّت كوفيان به سبب كم خردى و ناآگاهى آنان، در مصالح خودشان مىباشد.
تمام اين توبيخها و شماتتها براى آگاهى و بيدارى آنها به وضع خودشان و بيدارى از گورستانهاى طبيعت بود كه به دست خود ايجاد كرده و در آنها به خواب رفته بودند. چه اين كه سزاوار بود آگاه شوند و امور شايستهاى كه در نظام زندگيشان به روش ديانت بود انجام دهند.
(٧٩٦٢- ٧٩٥٩)
قوله عليه السلام: غلب و اللّه المتخاذلون
امام (ع) صفات ناپسند مردم كوفه را كه برمىشمارد مىفرمايد: «به خدا سوگند افراد خوار و ذلّتپذير شكست خوردهاند!» اين كلام بدين معناست كه شكست خوردگى، به دليل ذلّتپذيرى، و خفت و خوارى است.
در جواب اين كه چرا حضرت جمله خود را به صورت خطاب نياورده و نفرموده است كه شما كوفيان چنين هستيد، مىگوييم امام (ع) علّت شكست خوردگى را، به طور مطلق خفّت و ذلّتپذيرى بيان كردهاند، عموميّت علت حكم را كوفيان دريافته و بهتر بر خود تطبيق مىكنند، بر خلاف اين كه به صورت خاصّ مىفرمود. بعلاوه اگر به صورت خاصّ مىبود حكم از عموميّت مىافتاد و تأثير چندانى نداشت.
(٧٩٨٣- ٧٩٦٣)
قوله عليه السلام: و أيم اللّه الى قوله انفراج الرأس:
«بخدا سوگند، با اين وضع روحى شما به گمان من اگر جنگ سختى درگير شود، همچون سر كه از بدن جدا شود، از من فاصله خواهيد گرفت!» امام (ع) قسم مىخورد، گمانش نسبت به مردم كوفه به هنگام سختى كارزار و گرمى بازار مرگ اين است كه بمانند جدا شدن سر از آن حضرت جدا خواهند شد. كه كنايه از تفرّق شديد و جدا شدن بىبازگشت است.
اصطلاح «انفراج الرأس» يعنى جدا شدن سر از بدن به عنوان مثل آورده